فرزند عبدالعلی
تاریخ تولد: 1348 | تاریخ شهادت: 1363/12/22
محل شهادت: جزیره مجنون
عملیات بدر نه تنها عملیات آبی- خاکی- هوایی بود، بلکه در میدان نبرد اطلاعات نیز عرصه بسیار بزرگی به شمار می¬رفت. دشمن با اغفال شماری از افراد سبکقیمت و نیز با رخنه به دستگاههای ارتباطی، توانست در مرحله اول اقداماتی انجام بدهد. البته وجود طوفان نیز به این موفقیت کمک بسیاری کرد و طوفان مسیر فانوسهای کشیدهشده نیروهای ایرانی را از بین برد. این عوامل دست به دست دادند که دشمن در مرحله اول این حمله، تحرکاتی داشته باشد و حتی شماری از نیروهای ایرانی را به اسارت بگیرد. خوشبختانه با تدبیر فرماندهان جنگ و با حضور خلبانان جان بر کف هوانیروز، مرحله دوم عملیات آنچنان برقآسا و سریع انجام شد که حتی دشمن فرصت استفاده از عوامل جاسوسی خود را پیدا نکرد و نیروهای توانمند ایران اسلامی توانستند با یک یورش برقآسا اُسرای ایرانی را آزاد کنند. این حرکت آنچنان سریع بود که دشمن فرصت تخلیه اُسرای ایرانی را پیدا نکرد و ورق به نفع نیروهای ایرانی برگشت؛ به طوری که شماری از خلبانان اسیر هوانیروز توانستند انبوه نیروهای عراقی را به خط کنند و به سمت نیروهای ایرانی بیاورند که در تاریخ جنگ بی¬نظیر بود. یکی از شهدای این عملیات پیروزمند، پاسدار مهدی ملکی بود. این رزمنده که از خیل نیروهای ازجانگذشته مرحله دوم بود، در آزادکردن نیروهای اسیرشده تأثیر بسیار بسزایی داشت.
گر شدی چون رود، از سد حریفانت نترس تا که سد بندند بر هر رود، دریا میشود
برادران و خواهران عزیز! حال که وقت موعود فرا رسیده و لشکریان توحید و سربازان امام زمان می¬روند تا با توکل به خدا با یک یورش دیگر استخوانهای پوسیده صدامیان را درهم شکنند، لازم است چندجملهای را به عنوان وصیت بگویم:
برادران و خواهران عزیز! امام را فراموش نکنید و همیشه بعد از نمازهایتان و در مجلسهای مختلف، دعا به ایشان را یادتان نرود. همیشه دنبالهرو امام باشید و ایشان را تنها نگذارید. خداوند به این پیر جماران عمر طولانی عنایت فرماید تا ما را از دست شیطانهای زمان نجات و کشور ایران را بهدست صاحب اصلیاش امام زمان تحویل دهد.
خداوندا! مرا ببر و از چشمه جوشان رحمت خود قدرت پاسخگویی به گناهانم را عطا فرما. خداوندا من نمیگویم شهادت را نصیبم کن؛ زیرا که میدانم قدرت پاسخگویی به گناهانم را ندارم؛ ولی ای خداوند بزرگ زندهماندنِ بیشترم نیز موجب بیشتر شدن گناهانم می¬شود.
مردم شهیدپرور و قهرمان ایران! از نمایندگان امام و امام جمعههای شهرستانها و سایر کسانی که امام آنها را در رأس کار گذاشته¬اند تا زمانی که خلافی انجام ندادهاند و مورد قبول امام هستند، از آنها پشتیبانی کنید و نگذارید کسی در مورد آنها چیزی بگوید. پدر و مادر عزیزم، میدانم که فرزند خوبی برایتان نبودم و همیشه موجب ناراحتی شما شدم. از شما تقاضا دارم به خاطر تندیهای گاه و بی¬گاهم مرا ببخشید. در صورت شهید شدنم، هرگز ناراحت نشوید. من نمی¬گویم برای من گریه نکنید، ولی اگر گریه کردید، برای مظلومیت علیاکبر و امام حسین (ع) گریه کنید. برای مظلومیت کسی گریه کنید که من قطره¬ای از آن هستم.
سخنی چند با برادران وخواهرم: از شما می¬خواهم مرا ببخشید و اگر حقی از من دارید، مرا حلال کنید. از برادرانم می¬خواهم که دنبالهرو راه شهیدان اسلام باشند و سلاح برزمینافتاده آنها را بردارند. از آنها می¬خواهم سنگر مدرسه را بهخوبی حفظ کرده، نگذارید ضد انقلاب در آن نفوذ کند. با درسخواندن خود مشت بر دهان ابرقدرتهای شرق و غرب بزنید. از خداوند متعال درخواست می¬کنم که این حقیر را یکی از سربازان حقیقی امام زمان قرار دهد و قلب آن حضرت را از دست این حقیر راضی و خشنود کند. از خواهرم تفاضا دارم که حجابش را بهطور اسلامی و صحیح حفظ کند که حجاب او کوبندهتر از خون من است. از برادران و خواهرم می¬خواهم که حرف پدر و مادرمان را گوش دهند و سعی کنند که رضایت آنها را جلب کنند، چون رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است.
سخنی چند با خویشاوندان و دوستان عزیز. از آنها می¬خواهم که این حقیر را ببخشند و حلال کنند. برایم دعا کنند که خداوند گناهانم را ببخشد. اگر حق یا طلبی از من دارند یا آن را ببخشند و یا از پدر و مادر مهربانم بگیرند. از همکلاسیهای عزیزم میخواهم اگر از من بدی دیدهاند و یا آنها را اذیت کردم، به بزرگی خودشان این حقیر را ببخشند. آمین یا رب العالمین .