فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید مهدی سلمانی

فرزند

تاریخ تولد: 1327 | تاریخ شهادت: 1360/11/25

محل شهادت:

📖 زندگی‌نامه

پرواز، اين آرزوي هميشگي انسان، يعني جد‌اشدن از زمين و پيروز‌شدن بر جاذبه خاك و دل‌كندن از زمين و آسماني‌شدن، و آسمان اين بي‌كرانه آبي و پر‌رمز و راز هستي؛ آسمان جایي كه دستان دعا آن را نشانه مي‌گيرد و خدا هستي را در آن جستجو مي‌كند. انسان هميشه آرزوي پرواز را در دل داشته و هر روز مي‌خواهد دل آسمان را بيشتر بشكافد و پروازش را اوج بيشتري بدهد. انسان هميشه دلش مي‌خواست مثل پرندگانِ خدا بر فراز زمين سِير كند. خوشا به حال آنهایي كه پرنده شدند و روحشان تا بي¬نهايت آسمان پرواز كرد. خوشا به حال مردان آسماني؛ همان‌هایي كه پهنه آسمان را به كره خاك ترجيح دادند و به خداي آسمان‌ها پيوستند. خوشا به حال مهدي سلماني؛ خوشا به حال محمدرضا يوسفي كه تا عرش خدا پر‌ گشودند و جوار حق را برگزيدند.
شهيد مهدي سَلماني در 1327، در خانواده‌ای مذهبي ديده به جهان گشود. مهدی با درک شرایط اقتصادی نامناسب خانواده نمی‌خواست تمام هزینه‌های زندگی بر دوش پدرش باشد. او با آنكه شيفته تحصيل بود، مجبور شد به علت همان شرایط، درس و مدرسه را رها كند و به كمك پدر بشتابد؛ بنابراين از همان نوجواني قدم در بازار كار گذاشت و به حرفه كفاشي روي آورد. او با اين فداكاري در حقيقت زمينه تحصيل را براي برادران كوچكش فراهم كرد تا آنها بتوانند با خيال آسوده به تحصيل بپردازند. مهدي دلي چون آينه داشت و با همه دوستان و آشنايان مهربان بود و اين رفتار خداپسندانه را مدیون پدر و خانواده و از همه مهم‌تر دين مبين اسلام بود. او فرزند راستين اسلام و ميهن اسلامي بود؛ براي همين به فرايض ديني بسيار اهميت مي‌داد و ديگران را نيز به رعايت آن سفارش مي‌كرد. مهدی بی‌داد حكومت ستمشاهي را درك مي‌كرد و فقري كه گريبان‌گير جامعه شده بود را ناشي از آن حكومت مي‌دانست. وی با درك درست شرايط زندگي، همچنان به تلاش خود ادامه مي‌داد.
شهید با پشت سر گذاشتن ایام نوجوانی، همانند دیگر جوانان تصميم مي‌گيرد تشكيل خانواده بدهد؛ بنابراین در سال 1350 ازدواج مي‌كند كه حاصل اين ازدواج يك فرزند پسر و دو فرزند دختر بود. در سال 1354 به استخدام باشگاه هواپيمایي كشوري درمي‌آيد و در آن باشگاه آموزش‌های لازم را در رشته فني- هوایي طي مي‌كند و به عنوان مكانسين هواپيما مشغول به کار می‌شود.
در سال 1357 فرياد دادخواهي امت مسلمان ايران به سلطنت رژيم پهلوي پايان مي‌دهد و انقلاب شكوهمند مردم ايران به رهبري امام خميني‌ (ره) پيروز مي‌شود. امام خميني (ره) كه وضع نابسامان مردم را مي‌دانست، ابتدا دستور تشكيل جهاد سازندگي را صادر می¬کند. مهدي كه تشنه خدمت به مردم محروم بود، به نداي امام لبيك می¬گوید و به جهاد سازندگي می-پیوندد. او از همان لحظه اول آستين‌ها را بالا می¬زند و در کنار ديگر جهادگران در روستاها به كمك كشاورزان مي‌رود تا در كشت و برداشت محصول به آنها كمك كند. انقلاب نوپای اسلامی همچنان به جلو مي‌رود، اما استكبار جهاني تاب تحمل آن را ندارد و براي آنكه انقلاب را به ورطه سقوط بكشاند، جنگ بين ايران و عراق را به راه مي‌اندازد که نتیجه آن تحمیل جنگی همه‌جانبه به ملت غيور ايران می¬شود. جوانان گروه‌گروه براي مقابله با تهاجم دشمن به جبهه مي‌روند. در اين ميان به موازات تأمين مهمات و سلاح رزمندگان اسلام، باید مجروحان جنگ هم با كمك‌هاي اوليه توسط پزشكان و پرستاران متعهد در همان منطقه جنگي مداوا شوند و در مراحل بعدي برای مداوا به شهرهاي ديگر اعزام شوند. سازمان هلال احمر ايران كه در تأمين نيازهاي پزشكي و دارو پا‌به‌پاي امدادگران ديگر در جبهه‌ها حضور پيدا مي‌كرد، براي بردن دارو و تجهيزات به جبهه به باشگاه هوایي مراجعه مي‌كند و از آن سازمان درخواست هواپيما مي‌نمايد تا پزشكان و تجهيزات خود را با هواپيما به جبهه‌هاي جنوب كشور برساند. سازمان نيز هواپيمایي با خلبانيِ شهيد توكلي در اختيار گروه پزشكي مي‌گذارد. مهدي سلماني نيز به طور داوطلب به عنوان تكنسين فني عازم مأموريت مي‌شود. رياست گروه پزشكي را دكتر محمدعلي كوشا به عهده داشت. گروه پزشكي به همراه مهدي سلماني سوار بر هواپيما مي‌شوند و هواپيما از روي باند فرودگاه اصفهان پرواز مي‌كند. هواپيما اوج مي‌گيرد و شهر اصفهان را پشت سر می¬گذارد و به ارتفاعات زاگرس مي‌رسد. بيست دقيقه از زمان پرواز گذشته است. هواپيما یک‌باره وارد توده‌ای از هوای ابری و متلاطم می‌شود. خلبان هرچه تلاش می¬کند با اوج‌گرفتن از آن توده ابری خارج شود، امکانپذیر نیست و هر لحظه بر غلظت ابر اضافه می‌شود تا اینکه یک‌باره بارش برف که همراه با کولاک و طوفان است، هواپیما را در برمی¬گیرد. با ورود آن جبهه طوفانی، هواپیما از صفحه رادار محو و ارتباط خلبان هم با برج کنترل قطع می¬شود. کارکنان برج مراقبت برای یافتن هواپیما به تکاپو می¬افتند و سعی می¬کنند با خلبان آن تماس بگیرند. اما نتیجه تلاش آنها به جایی نمی¬رسد و تنها در یک مورد می¬توانند صدای خلبان را بگیرند که هراسان، اعلام وضعیت اضطراری می‌کند: «ما در محاصره برف و طوفان و مه هستیم و ادامه پرواز امکان ندارد. هر طور شده باید در جایی فرود بیاییم. كولاك و مه و برف پرواز را غيرممكن كرده است. بايد برگرديم و فرود اضطراري كنيم».
و صدای او برای همیشه قطع می¬شود. بعد از آن ارتباط، تماس هواپيما به علت سقوط هواپیما، با برج فرودگاه قطع مي‌شود و سرنشينان هواپيما در پروازي ملكوتي به بالاترين مرتبه انساني مي‌رسند؛ يعني به پروازی كه فرودگاهش بهشت موعود خداي لايزال است.
از همان لحظه تلاش براي يافتن هواپيما شروع مي‌شود، اما خرابي هوا اجازه فعالیت نمی¬دهد. بالگردهایي كه براي تجسس پرواز كرده بودند، نتوانستند اثري از هواپيما پيدا كنند. سه روز بعد وقتي خورشيد از لابه¬لاي ابرها بيرون مي‌آيد و پرتو‌افشاني مي‌كند، قسمتی از بال هواپيما كه از برف بيرون مانده بوده، خود را به گروه تجسس نشان مي‌دهد. گروه تجسس پس از ساعت‌ها تلاش سرانجام موفق می¬شوند پيكر‌های پاك شهدا را که شهید سَلمانی هم یکی از آنها بود، از بین قسمت‌های در‌هم‌شکسته هواپیما بیرون آورند. پيكر پاك شهيد مهدي سلماني در گلستان شهدای اصفهان به خاك سپرده مي‌شود.


📝 وصیت‌نامه