فرزند عبدالعلی
تاریخ تولد: 1349 | تاریخ شهادت: 1365/10/30
محل شهادت: جزیره مجنون
اگر به آمار شهدای کربلای 5 مراجعه کنیم، شمار شهدای دیزیچه نسبت به جمعیت آن شهر واقعاً از درصد بسیار بالایی برخوردار است. این امر نشان می¬دهد تعداد زیادی از شهدای این منطقه با آنکه در عملیاتهای زیادی قبل از کربلای 5 شرکت داشتند، اما تعداد قابل توجهی از آنها در عملیات خونین کربلای 5 به شهادت رسیدند.
عملیات کربلای 5 نمونه معروف «هل من ناصر ینصرنی» فرماندهان سپاه را جامه عمل پوشانید و کربلای جبهههای ایران را رنگین ساخت.
یکی از لبیکگویان این عملیات غرورآفرین، پاسدار رشید اسلام محمود ملکی بود. او قبل از آنکه به عملیات اعزام شود، در وصیتنامه خودش به شهادت خود اشاره کرده، اعلام نموده بود لحظه شهادتش فرا رسیده و در آرزوی دیدار یار است و آن لحظه دیدار برایش بسیار نزدیک است.
ای برادران! در این لحظه که لحظات آخر عمر من است، قلم بر دست گرفتهام تا جملاتی را به عنوان وصیت بر روی کاغذ بنویسم:
برادران من! با هم متحد و استوار باشید و در سختترین شرایط امام را یاری نموده و مبادا دست از یاری امام بردارید که اگر دست از یاری او برداشتید، شکست خواهید خورد. برادران با شرکت هرچه باشکوهتر در نمازِ دشمنشکن جمعه، مشت محکمی بر دهان اَیادی شرک و نفاق بزنید. برادران و خواهران از فساد جلوگیری کنید و جلوی مفسدان بایستید. همان گونه که رزمندگان اسلام جلوی کفر جهانی ایستادهاند. برادران و خواهران دست از اسلام برندارید و جبهه را خالی نکنید که دشمن در کمین است. دشمنی که خرمشهر را خونینشهر، کرد؛ دشمنی که جوانان را از ما گرفت که دیگر آنها را نمیبینیم؛ جوانانی که یکپارچه گل بودند. باید با این دشمن جنگید. باید سلاح را در یک دست و قرآن را در دست دیگر گرفت. آری باید با این دشمن بجنگیم. باید پوزهاش را به خاک بمالیم. باید نابودش کنیم. اما قبل از این جهاد باید جهاد اکبر را انجام دهیم و با نفس خود بجنگیم و نفس خود را نفس مطمئنه کنیم. باید نفس را مطیع خود سازیم و بعد از اینکه نفس را مطیع خود ساختیم، دشمن را خار و ذلیل کنیم؛ دشمن خیانتکار را دشمن مزدور را دشمن کثیف و پلید را. پس ای برادران و خواهران! تا آخرین لحظه در صحنه بمانید و این انقلاب را به دست صاحب اصلیاش امام زمان (عج) دهید که به قول امامِمان شما مورد نظر امام زمان (عج) هستید. با هم متحد باشید که همه پیروزیهای ما از وحدت ماست. دشمن از وحدت ما می¬ترسد و می¬لرزد و بدانید:
حُسنت به اتفاقِ مَلاحت، جهان گرفت آری به اتفاق، جهان می¬توان گرفت (حافظ).
سخنی با پدر و مادرم! ای نور چشمانم! مرا حلال کنید و ببخشید؛ زیرا اگر مرا نبخشید، جایگاهم در دوزخ است؛ ولی اگر ببخشید جایگاهم در بهشت برین است. از شما می¬خواهم همان گونه که در هجر برادرم مهدی صابر و شکیبا بودید، در غم من نیز صابر باشید و از خدا می¬خواهم چنان صبری را به شما عطا کند.
من قسم می¬خورم اگر در هجر من صابر باشید، خداوند اجر بزرگی به شما خواهد داد.
سخنی با برادرانم و خواهرم نیز دارم. برادرانم! نگذارید سلاحم به زمین اُفتد. نگذارید خونم پایمال شود. نگذارید اسلام تضعیف شود و تا آخرین قطرة خون خود از اسلام دفاع کنید، و تو ای خواهرم! حجابت را زینبگونه حفظ کن و هم زینبگونه پیام مظلومیت شهدا را به گوش مردم و آیندگان برسان.
سخنی نیز با دوستان و آشنایانم دارم. ای دوستان وآشنایان! مرا حلال کنید و ببخشید و اگر مطالبهای از من دارید یا آن را ببخشید و یا از پدرم بگیرید. عاجزانه از همه می¬خواهم مرا حلال کنند و ببخشند. ای دوستانم! راه مرا ادامه دهید و نگذارید پرچم حق و اسلام و ایران بر زمین بیفتد. به امید پیروزی حق بر باطل.