فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید محمود کریمی

فرزند عبدالله

تاریخ تولد: 1343 | تاریخ شهادت: 1363/12/16

محل شهادت: میاندوآب

📖 زندگی‌نامه

با آنكه شانزده سال بیشتر نداشت، احساس مسئوليت در وجودش به آن حد بود كه درس و مدرسه را رها كرد و به كارگري پرداخت. او با اين حركت مي‌خواست بخشي از هزينه سنگين خانواده‌اش را تأمين كند؛ در عين حال براي آنكه از علم و دانش هم عقب نماند، در مدرسه شبانه ثبت‌نام نمود و تحصيلات خود را ادامه داد. محمود از هوش سرشاري برخوردار بود و اين مسئله را با شاگرد اول شدن در كلاس شبانه نشان داد. لحظات فراغت خود را با قرائت قرآن و كتب مذهبي سپري مي‌كرد وبه اين صورت بر علم و دانش خود مي‌افزود. او همزمان با كار طاقت‌فرساي كارگري توانست در سال 1361 مدرك ديپلم خود را بگيرد و پس از آن برای خدمت مقدس سربازی آماده شد. بلافاصله هم به ژاندارمري محل مراجعه کرد و براي اعزام به سربازي ثبت نام نمود. بلافاصله به شهر سلماس اعزام شد و دوره آموزشي سربازي را در پادگان سلماس سپري کرد و پس از آن به لشکر 64 اروميه منتقل شد.
محمود از اينكه سهميه يكي از سخت‌كوش‌ترين يگان‌هاي ارتش شده بود،بسیار خرسند بود. او مي‌خواست با خدمت در اين يگان كه هم با دشمن داخلي درگير بود و هم در مرزهاي غرب كشور با نیروهای متجاوز عراق جنگ می¬کرد، عشق خود را به دين و ميهن نشان بدهد. محمود در اولين مرخصي كه با لباس سربازي آمده بود، با افتخار گفت: ‌«خوشحالم كه سرباز روح الله هستم».
او بيشتر دوران سربازي خود را در كوه‌هاي سربه‌فلك‌كشيده و پر از برف غرب كشور سپري كرد و برای نمونه يك بار هم در مقابل سختي‌های طاقت‌فرسا لب به شكايت باز نکرد. بعضی مواقع که صحبت درمورد كردستان مي‌شد، مي‌گفت: « ‌ضد انقلاب در كردستان و آذربايجان غربي برادران ارتش و سپاه را به طرز فجيعي به شهادت مي رساند. ما بايد اين مناطق را از لوث وجود ضد انقلاب پاك كنيم».
اومعتقد بود بايد گوش به فرمان امام باشيم تا اسلام را در سراسر جهان گسترش دهيم و بارها به اين مسئله تأكيد داشت: « ما سال‌هاست که در مراسم عاشورای امام حسين(ع) سينه مي‌زنيم و مي‌گویيم كاش در كربلا بوديم و يار امام حسين (ع) مي‌شديم. امروز روز عاشورا و ايران هم كربلاست. هر كس تابع حسين(ع) است، بايد به نداي امام امت، خميني بت‌شكن پاسخ مثبت دهد و يار و ياور حسين زمان باشد».
او با اين اعتقاد خدمت مقدس سربازي را سپري ‌كرد و نظرش اين بود كه حتي پس از پايان خدمت سربازي در محل بماند در حالی که خانواده‌اش لحظه‌شماري مي‌كردند تا محمود به خانه بازگردد.
در تاريخ 16/12/63 ناگهان خبر تکان‌دهنده‌ای مردم زادگاه و خانواده‌اش را نگران کرد: «محمود و چند نفر از دوستان سربازش كه در حال بازگشت به زادگاهشان برای مرخصي بودند، در مسير پيرانشهر- مياندوآب، با كمين ضد انقلاب برخورد کرده‌اند و همگي قتل عام شده‌اند».
خبر کاملاً درست بود. ضد انقلاب كه ياراي جنگ رو در رو با نيروهاي رزمنده را نداشت، در يك حركت ناجوانمردانه به اين گروه كه همگي غيرمسلح و درحال رفتن به مرخصي بودند، هجوم بردند و به طرز فجيعي آنها را به شهادت رساندند. به اين طريق حجله عروسي محمود به حجله شهادت تبديل شد و پيكر پاكش پس از انتقال به زادگاهش، در گلزار شهداي ديزيچه به خاك سپرده شد.

بده ساقي آن مي كه نايم كند به بانگ شهادت صدايم كند
ز دنيا ببرد عنان مرا مراد و مريد خدايم كند
ز بيگانگان بند من بگسلد مرا خادم آشنايم كند

📝 وصیت‌نامه