فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید محمد رضا نادری

فرزند خدابخش

تاریخ تولد: 1341 | تاریخ شهادت: 1361/09/06

محل شهادت: عین خوش

📖 زندگی‌نامه

بسیاری از شب‌ها به خاطر پاسداري از دستاوردهای انقلاب اسلامی، به خانه نمی¬رفت و روزها هم آنقدر سرگرم مسایل انقلاب بود كه گاهی فرصت غذاخوردن پيدا نمي‌كرد. بیشتر مواقع با چند بيسكويت رفع گرسنگي مي‌كرد و در جواب آ‌نهایی كه به او مي‌ گفتند چرا غذا نمي‌خوري؟ مي‌گفت: حضرت علي (ع) هم بعضي از روزها را فقط با خوردن يك دانه خرما به سر مي‌برد؛ مگر ما پيرو آن حضرت نيستيم كه براي سيركردن شكم از وظيفه غافل شويم؟! او به‌شدت از مدعيانِ بدون عمل متنفر بود و مسلماني را در سايه عمل جستجو مي‌كرد. او وخانواده‌اش از شهرنشيني خسته شده بودند. آمده بودند تا در دل صحرا و دشت روحشان را از شلوغي شهر دور كنند و دل به روستا بسپارند.
شهيد محمدرضا نادري شش ساله بود كه به اتفاق ¬خانواده از شهر اصفهان به نكوآباد برگشتند. پدر خانواده براي امرار معاش و درآوردن لقمه ناني حلال رو به كشاورزي آورد و زراعت را پيشه کرد. محمدرضاي شش ساله در نكوآباد پاي در دبستان مي‌گذارد تا تحصيلات ابتدایي را شروع كند. او دوران ابتدایي را به پايان مي‌رساند و با پشتكار و تلاش در حرفة در و پنجره‌سازي نيز مردي پرتلاش و موفق مي‌شود. پيروزي انقلاب تحولي همه‌گير دارد كه محمدرضا اين تحول را بيشتر در درونش احساس مي‌كرد و همان حس مشتركی که بين تمام انقلابی‌ها بود، از او مردي دلسوز و مسیول ساخت. او زندگي‌اش را وقف مستضعفان ومحرومان كرده بود و يكي از چهره‌هاي محبوب در جمع دوستان و آشنايان شده بود.
جنگ تحميلي قصد دارد ضربه‌اي مهلك بر پيكر انقلاب نوپاي اسلامی ايران وارد كند که محمدرضا نادري براي دفاع از ميهن و ارزش‌هاي انقلاب. بهترين راه را حضور در جبهه مي‌داند که ابتدا به خدمت مقدس سربازي مي‌رود. دوران آموزشي را در پايگاه نيروي هوایي بندرعباس مي‌گذراند و پس از خاتمه، سهمية همان پايگاه مي‌شود. هنوز مدتی از خدمتش د رآن پايگاه نگذشته‌ که تصميم می¬گیرد به خط مقدم جبهه برود و با دشمن بجنگد؛ بنابراين داوطلبِ اعزام به خط مقدم جبهه مي‌شود؛ اما قبل از رفتن، به مرخصي مي‌آيد و اتفاقاً اين ايام مصادف مي‌شود با عاشوراي حسيني و او عاشقانه مثل هميشه براي سرور آزادگان در دسته‌‌های عزاداري سينه مي‌زند و نوحه زمزمه مي‌كند و اشك می¬ریزد. انگار به او الهام شده كه ديگر به نكوآباد نخواهد آمد. به سراغ همه خویشان مي‌رود و از آنها خداحافظي می¬کند و حلاليت مي‌طلبد.
با تمام شدن ایام مرخصی، دوباره به پايگاه بندرعباس بازمی¬گردد و از آنجا هم به منطقه عين خوش اعزام مي‌شود. اين سرباز فداكار و داوطلبِ مبارزه با متجاوزان، در 6/9/61 بر اثر تركش خمپاره به فيض عظيم شهادت نایل مي‌گردد.

📝 وصیت‌نامه