فرزند
تاریخ تولد: ثبت نشده | تاریخ شهادت: 1365/01/26
محل شهادت: مفقودالاثر
در غربت اگر مرگ بگیرد بدن من آیا که کند غسل و که دوزد کفن من
تابوت مرا جای بلندی بگذارید تا باد برد بوی مرا بر وطن من
در شیرخوارگی طعم یتیمی را چشید. مادرش برای بزرگکردن او زحمت بسیاری کشید. او با پذیرفتن کارهای سخت لقمهای نان حلال به دست می¬آورد و با همان فرزندش قنبر را بزرگ می¬کرد. دایی قنبر، وقتی کار و تلاش طاقتفرسای خواهرش را برای بزرگکردن او می¬بیند، آستین همت بالا می¬زند و قنبر را تحت حمایت خود می¬گیرد.
شهید از همان کودکی طعم تنهایی و فقر را چشیده بود. او از همان زمانی که توان کار در خود یافت، در مزرعه شروع به کار کرد تا کمکحال مادر و دایی باشد. در کنار این تلاشها که به صورت فصلی بود، با اینکه علاقه بسیاری به ادامه تحصیل داشت، به خاطر تأمین مخارج زندگی خود و مادرش، همچنین کاستن از بار رنج و مشقت او، مجبور شد تحصیل را ترک کند و به کار بپردازد.
او همچنان در کنار مادر و دایی در مزرعه کار می¬کرد تا اینکه به سن سربازی رسید؛ بنابراین، با مادر و خانواده دایی خداحافظی کرد و به خدمت سربازی اعزام شد. دوره آموزشی را در لشکر 8 نجف به پایان رساند و از همان لشکر به جزایر مجنون اعزام شد و بیش از یک سال از خدمت خود را در شرایطی سخت در جزایر مجنون به نگهبانی و حفظ محدوده دفاعی این منطقه پرداخت. نحوة نگهبانی و نگهداری از منطقه و استقرار نیروهای خودی در جزیرة مجنون، بسیار سخت بود. این سختی به حدی بود که در طول روز هیچ یک از نیروهای خودي از سنگرشان بیرون نمی آمدند. اگر هر کدام از طرفین در طول روز سر خود را از سنگر بیرون می آورد، طرف مقابل او را هدف قرار میداد؛ به طوری که گاهی تا 48 ساعت هیچکدام از طرفین درگیر از سنگر خود خارج نمیشدند. گاهی نیز آتش طرفین، نیروها را حتی داخل سنگرها آرام نمی¬گذاشت. در چنین شرایطی، در ظهر روز 26/1/65 گلوله خمپاره¬ای به سنگر این رزمنده اصابت کرد که بر اثر ترکشهای آن، قنبر اکبری به فیض شهادت نایل آمد تا با شهادت خود در روز محشر دست مادر رنجکشیدهاش را بگیرد و شفیع او گردد.
پیکر این رزمنده رنجکشیده حتی به دست خانواده¬اش هم نرسید؛ گویی به این نحو می¬خواسته همه رنجهای باقیمانده و نکشیده را هم به جسم پرتلاش آنها منتقل کند.