فرزند رضا
تاریخ تولد: 1341 | تاریخ شهادت: 1365/11/17
محل شهادت: شلمچه
آن کس که تو را شناخت، جان را چه کند؟ فرزند و عیال و خانمان را چه کند؟
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانة تو هر دو جهان را چه کند؟
مشیّت خدا بود که قسمتي از آرزوهايش را فرزندانش برآورده كنند. او عاشق ادامه تحصيل در دانشگاه بود؛ ولي دفاع از ميهن اسلامي را بر ادامه تحصيل ترجيح داد و از دانشگاه روانة ميدان رزم با دشمنان ميهن اسلامي شد. پاسدار شهيد فريدون محمدي در سال 1341 در روستاي بداغآباد يكي از محلههاي ديزيچة قدیم متولد شد و تحصيلات ابتدایي را در همين روستا به پايان رساند. او براي ادامه تحصيل به زرينشهر رفت و دوره راهنمایي را در مدرسه شريعتي به پايان رساند. شهيد محمدي دوران دبيرستان را نيز در مدرسه ابنسيناي همين شهر ادامه داد تا آنكه در سال 1358 به عضويت سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران درآمد. در اواخر همان سال، جزء اولين گروهي بود كه از طرف سپاه پاسداران منطقة زرينشهر به منطقه كردستان اعزام شد. شهيد فريدون محمدي در سختترين شرايط در منطقه كردستان مدافعي خستگیناپذير از ارزشها و دستاوردهاي انقلاب نوپاي اسلامي ايران بود. با شروع تجاوز نيروهاي بعثي عراق به مرزهاي جمهوري اسلامي ايران، شهيد فريدون محمدي كه هفت ماه در منطقه كردستان در حال مبارزه بود، به اصفهان برگشت؛ ولي بلافاصله به جبهههاي جنوب و به منطقه دارخوئين اعزام شد.
اين فرزند راستين ميهن اسلامي تا سال 1360 در منطقه جنوب، دليرانه در مقابل دشمن به رزم بيامان خود ادامه داد. او براي مدتي از جبهههاي جنوب به زادگاه خود، روستاي بداغآباد برگشت و بلافاصله، پایگاه بسيج اين روستا را بنیان نهاد. فریدون در كنار آموزشهاي نظامي براي بسيجيان اين روستا، كلاسهاي فرهنگي و عقيدتی نيز دایر میكرد و خود در مقام مربي فرهنگي و عقيدتي عهدهدار ادارة اين كلاسها شد. شهيد فريدون محمدي در حالي كه درسنگر آموزش فرهنگي و نظامي و عقيدتي خدمت ميكرد، از جبهه نيز غافل نبود و پیوسته به منطقه نبرد اعزام ميشد؛ به طوري كه در سال 1361 در عمليات والفجر مقدماتي در مقام فرمانده گروهان وارد ميدان رزم شد و با گروهان تحت فرماندهي¬اش شجاعانه به قلب دشمن حملهور شد. پس از عمليات والفجر مقدماتي، بار ديگر به زادگاهش برگشت و يك سال از طرف سپاه پاسداران منطقة اصفهان با عنوان مربي آموزش نظامي به پادگان مورچهخورت اصفهان اعزام شد كه با جديت تمام اين وظيفه خطير را نيز به پايان رسانيد.
از آنجا كه اين شهيد بزرگوار و ارزشمند، يكي از دلباختگان و علاقهمندان به ولايت و مقام رهبري انقلاب، حضرت امام خميني(ره) بود، در سال 1364 به عنوان محافظ ايشان انتخاب شد. او كه از جان و دل شيفته امام خميني (ره) بود، با تمام وجود اين وظیفه مهم را بر عهده گرفت و يك سال اين افتخار عظيم نصيبش شد. شهيد محمدي پس از بازگشت از جماران به اصفهان، براي چندين بار دیگر از طرف سپاه پاسداران به جبهه اعزام شد و در تاريخ 1/10/65 قدم در منطقة جنوب گذاشت. ورود شهيد محمدي با شروع عمليات كربلاي پنج در منطقه شلمچه مصادف گرديد. ايشان در مقام فرماندة گروهان و همچنین با مسئوليت معاونت گردان، سحرگاهان به قلب دشمن شبيخون زد و دشمن را با نيروهاي تحت فرماندهي خود به زانو درآورد.
در آن عمليات عظيم، خطوط پدافند ما نيز آسيب دید و ميبايست اين خطوط ترميم ميشد. شهيد محمدي برای ترميم خطوط آسيبديده عازم خط مقدم شد، ولي در اين مأموريت هدف گلوله خمپاره قرار گرفت و با تركشهاي آن نداي حق را لبيك گفت. خون سرخ او مانند ديگر شهيدان اين منطقه، دشت شلمچه را گلگون كرد و روح پاكش در آسمان به پرواز درآمد. جسم پاك اين شهيد 28 روز در خاك گرم شلمچه ماند و شناسایي نشد. تا اینکه كه بدن تركشخوردهاش را در منطقه شناسایي كردند و آن را به وطنش، روستاي بداغآباد منتقل نمودند و پس از همراهی و تشییع در تكيه شهداي اين روستا به خاك سپردند.
شهيد فريدون محمدی كه در سال 1365 در دانشگاه اصفهان پذيرفته شده بود، عاشق تحصيلات دانشگاهي بود؛ ولي وظيفه دفاع از ميهن اسلامي را به ادامه تحصيل ترجيح داد. شايد او در تمام مدتي كه در جبهههاي حق عليه باطل حضور داشت، يكي از آرزوهايش ادامه تحصيل در دانشگاه بود؛ آرزویي كه برآورد نشد و در عوض خداوند آرزوي بزرگتر او را كه شهادت بود، برآورده كرد.
از شهيد فريدون محمدي دو فرزند دختر به نامهاي زهرا و زينب به يادگار مانده است و آنها كه به آرزوي پدر ميانديشيدند، كوشش كردند تا آرزوي او را برآورده كنند. زهرا دختر بزرگتر شهيد در سال 1381 با كسب رتبه پنجم كنكور سراسري، در دانشگاه تهران در رشته پزشكي پذيرفته شد و در سال 1388 دكتراي خود را از اين دانشگاه دريافت كرد و در سال 1389 در رشته تخصصي چشمپزشكي در دانشگاه اصفهان به تحصيلات خود ادامه داد. فرزند دوم شهيد، زينب در سال 1382 با كسب رتبه 5 شاهد در كنكور سراسري پذيرفته شد و وارد دانشگاه اصفهان شد و در رشته دندانپزشكي به تحصيلات خود ادامه داد تا آنكه در سال 1389 از اين دانشگاه فارغالتحصيل گشت. بدينترتيب دو فرزند شهيد فريدون محمدي به آرزوي پدر جامة عمل پوشاندند.
اي كاش در شهر ديزيچه همانند موزهاي كه در اصفهان براي شهداي اين شهر داير شده، موزهاي كوچك احداث ميشد تا آثار بهجامانده از شهدا در آن موزه در معرض ديد عموم قرار ميگرفت؛ مثلاً كتابهاي بهجامانده از همين شهيد بزرگوار، پلاك شناسایي و دفترچه خاطراتش كه تركش از آن عبور كرده است.