فرزند علیمراد
تاریخ تولد: 1340 | تاریخ شهادت: 1363/04/07
محل شهادت: جنوب
شهيد غلامعلي رحماني بهآساني مي¬توانست از خدمت مقدس سربازي معاف شود؛ زيرا زماني كه فقط سیزده سال داشت، پدرش به دیار باقی شتافت، بنابراين او از همان نوجواني مسئوليت سرپرستي مادر و تنها خواهرش را بر عهده گرفت. او با تمام نوجواني در مقابل مشكلات مقاوم و استوار ایستاد و خم به ابروي خود نياورد. زمان ناملايمات بهسختي ميگذشت و غلامعلي بزرگ و بزرگتر ميشد تا اینکه جواني برومند شد و زمان سربازياش فرارسيد. او با آنكه ميتوانست كفيل مادر و خواهرش شود، اين كار را نكرد. دوست داشت مانند بقيه جوانان ايراني با دشمن متجاوز مقابله و آنها را از سرزمين ايران اسلامي بيرون كند؛ لذا بعد از معرفي خود، به خدمت مقدس سربازي اعزام شد و پس از گذراندن دوره آموزش نظامی، بلافاصله به جبهه اعزام شد. غلامعلي با ديدن فضاي جبهه حال و هوایي ديگر پيدا کرد. مادر و خواهرش نقل ميكنند:« وقتي به مرخصي ميآمد، در نيمههاي شب صداي گريه و ناله او را بر سر سجاده ميشنيديم كه از خداوند ميخواست تا شهادت را نصيب او كند. او حتي در آخرين مرخصي خود از يكي از دوستانش درخواست كرده بود بعد از شهادت، او را در كنار شهيد علی جباري به خاك بسپارند».
غلامعلی پس از طی دوره آموزشی به منطقة جنوب، محور جفیر اعزام شد. منطقه جفیر یکی از گذرگاههایی بود که عراقیها در آغاز حمله خود از آنجا به خاک ایران اسلامی تجاوز کردند و پس از درگیری با نیروهای پاسگاه مرزی و مقاومت سرسختانه آنان که منجر به شهادت کلیه نیروهای مذکور شد، پیشروی خود را به سمت اهواز ادامه دادند. غلامعلی که قبلاً دو بار مجروح و به خاطر جراحت به پشت جبهه منتقل شده بود، با وجود اصرار فرماندهان مبنی بر خدمت در پشت جبهه، با اصرار خودش مجدداً به آن نقطه برگشت و در سحرگاه 7/4/1363 در حالی که تازه نماز صبحش را ادا کرده بود، مورد اصابت گلولههای دشمن قرار گرفت. شدت جراحت او به حدی بود که قبل از رسیدن به اهواز به فیض شهادت نایل آمد. پیکر پاکش به دیزیچه منتقل و درگلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.
تا کی دل خویش بر ضلالت بکشیم از بهر جهانِ دون، ضلالت بکشیم
از خون عزیزان به خون خفتة خویش خوب است که لحظه¬ای خجالت بکشیم