فرزند علی
تاریخ تولد: 1347 | تاریخ شهادت: 1367/03/23
محل شهادت: شلمچه
آن كه با پاي نسيم از شب اين خانه گذشت مهربان آمد و آرام و صميمانه گذشت
با تن سبزِ سپيدار چه پيوندي داشت آن كه با قامت سبز از گل و گلخانه گذشت
دل ما را به صفاي گل و شبنم ميخوانْد آن كه با پاي نسيم از شب اين خانه گذشت
گویي كلمات قرآن مجيد با جانش آميخته شده بود؛ چون در وصيتنامة چند سطرياش، چند بار به آيات قرآن كريم استناد نموده و مردم را به رعايت و توجه به كلام خدا دعوت مينماید.
شهيد غلامحسين اكبري در هفتم فروردين سال 1347 در محله سرسبز بيشه، يكي از محلههاي شهر ديزيچه متولد ميشود. خانواده او مانند همه خانوادههاي اين شهر، مذهبي و از وضعيت مالي خوبي برخوردار نبودند. غلامحسين پس از اینکه دوران كودكي را پشت سرگذاشت و به هفت سالگي رسید، قدم به مدرسه گذاشت. او محصلي مستعد بود و دوران تحصيلات ابتدایي و راهنمایي را با موفقيت به پايان رسانيد. با اینکه نوجوانی بیش نبود، تفكري بزرگمنشانه داشت. اخلاقش نيز مانند روحش سرشار از محبت و نيكي بود. همان خلق خوش، شخصيتي از او ساخته بود كه آموزگاران و همكلاسيها به او احترام ميگذاشتند و او را ميستودند.
بلندنظري و روحيه جوانمردي تا جایی در وجودش موج ميزد که حتي در دوران تحصيل هم نميخواست باري بر دوش پدر و مادر بگذارد. او ميخواست خودش كار كند و علاوه بر تأمين مخارج خود، يار و مددكار خانواده نيز باشد؛ بنابراين روز به کار میپرداخت و در ساعات شب درس می¬خواند. براي ادامه تحصيل در يكي از دبيرستانهاي شبانه نامنويسي كرد و روزها از آنجا كه به كار فني علاقه داشت، به حرفه زيروبندسازي اتومبيل روي آورد. حالا خيالش راحت شده بود كه سربار پدر و مادر نيست و حتي ميتواند به آنها كمك هم بكند؛ ولي او با همه گرفتاريها و دغدغههای زندگي، دلش جاي ديگری بود؛ دل او در هواي جبهه پر ميزد. او نميتوانست دوري از جبهه را تحمل كند. بنابراين از طرف سپاه پاسداران منطقه به جبهه اعزام شد. او كه براي دفاع از ميهن اسلامي پاي در ميدان جنگ گذاشته بود، با رشادت چون سدي روبروي دشمن ايستاد و شجاعانه در ميدان رزم با او جنگيد تا اينكه در يكي از عملياتها مجروح شد. او را برای مداوا به پشت جبهه منتقل کردند و در يكي از بيمارستانها بستري نمودند. با اين كه ميبايست تا بهبودي كامل در بيمارستان بستري باشد، تحمل بستريشدن را نداشت و هواي جبهه آتش عشق را در دلش شعلهور كرد. با همان جراحات، در حالي كه دو عصا در زير بغل داشت، باز هم راهي جبهه شد. مردان غيرتمند اين ديار و فرزندان راستين انقلاب، زخمهاي كاري را به هيچ ميگرفتند و كاري مي¬كردند كه بالاتر از ايثار بود. آنان مصداق بارز فداكاري در فرهنگ عاشورا بودند. غلامحسين نيز تحت تأثير همين فرهنگ ميرفت تا حماسهاي از جوانمردي و ايثار به نمايش بگذارد و با نثار خون پاك خود، درخت انقلاب نوپاي كشورش را آبياري كند. سرانجام اين مرد غيرتمند و شجاع، در تاريخ 23/3/67 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت گلوله آرپيجيهفت، به فيض شهادت رسيد تا شقايقي ديگر در ديار شلمچه سر از خاك بردارد. پيكر پاك اين شهيد در گلستان شهداي اصفهان به خاك سپرده شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوندي كه آفريد حضرت محمد(ص) را براي رسالت و حضرت علي (ع) را براي امامت و حضرت امام حسين(ع) را براي شهادت و حضرت زينب (س) را برای رسالت در اسارت و خميني را براي هدايت.
با سلام و درود بر منجي عالم بشريت. اين¬جانب به عنوان برادري كوچك، لازم دانستم چند جملهاي با شما مردم قهرمان و مسلمان صحبت كنم. خداوند ميفرمايد:«اي مسلمانان! اگر شما را خداوند ياري كند محال است كسي بر شما غالب آيد و اگر به خواري واگذارد، آن كيست كه بتواند بعد از آن، شما را ياري كند. و اهل ايمان باید تنها به خدا و قدرت و رحمت او اعتماد كنند». به همنوعان خود اعلام مي كنم كه دشمن زبون آخرين نفس¬هاي خود را ميكشد و ميرود تا انشاءالله با ضربات كوبنده شما صدام جنايتكار از صفحه روزگار محو و نابود شود. پيروزي از آن ماست؛ بنابراين خداوند در سوره آل عمران آيه 200 ميفرمايد: « اي اهل ايمان در كار دين صبور باشيد و يكديگر را به صبر و مقاومت سفارش كنيد. مهيا و مراقب كار دشمن و خداترس باشيد تا پيروز و رستگار گرديد». از جمع دوستان و فاميل و آشنايان تقاضا دارم بنده حقير را حلال كنند. از پدرم و مادرم عاجزانه ميخواهم بنده را حلال كنند.