فرزند قربانعلی
تاریخ تولد: 1325/09/06 | تاریخ شهادت: 1382/09/15
محل شهادت: دیزیچه
سلام! خسته نباشيد دوستان... سرفه هميشه سفرهتان غرق آب و نان... سرفه
حرير خواب شما، سرفه... گرم و تر سينه لباس روح شما بي سرفه پرنيان،... سرفه
و سرفه سرفة ممتد سياه و دردآلود گرفته است از او اين زمان، امان سرفه
مصطفي ميرعبداله
درود بر مصطفی میرعبداله که چقدر زیبا لحظههای زندگی جانفرسای یک مجروح شیمیایی را به صورت شعر به زبان و قلم گرفته و آن را سرورده است.
شهيد عليمراد اسماعيلي در سال 1325 در شهر ديزيچه متولد شد. سه سال از عمر نازنينش ميگذشت كه پدرش به ديار باقي شتافت و او را برای همیشه تنها گذاشت. يتيمي خود به تنهایی رنج طاقتفرسایی است چه رسد به اینکه انسان از خانواده مستضعفی هم باشد. شهيد عليمراد اسماعيلي نیز به علت همان یتیمی و استضعاف، از همان اوان كودكي با كار و تلاش دست و پنجه نرم می¬كرد. او به کارهای كشاورزي و باغداري روي می¬آورد تا زندگي خود را تأمين کند و سربار دیگران نباشد. زمان گذشت و به سنی رسید که باید ازدواج می¬کرد و تشکیل خانواده می¬داد؛ لذا در سال 1351 همسر اختيار كرد كه حاصل ازدواج او، دو پسر و سه دختر بود. او در ادامه فعالیتهایش در كارخانه سيمان سپاهان اصفهان استخدام شد.
اسماعیلی از همان ایام نوجوانی فردی مذهبي و دلباخته اهل البيت (ع) بود.
او در سال 1357 در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي ایران با شنيدن پيام رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني(ره) - که قصد ورود به ایران را داشت - يك هفته قبل از ورود امام به ايران، به تهران رفت تا در مراسم استقبال از ایشان شركت كند. او پس از زيارت حضرت امام به اصفهان بازگشت و با عزمي راسخ، در انجمنهاي اسلامي و مساجد شروع به فعاليت كرد.
استكبار جهاني تاب تحمل انقلاب نوپاي ايران را نداشت؛ به همین علت هم در سال 1359 ، توسط صدام - مزدورِ خودش - تجاوز به مرزها و خاک ميهن اسلامي ایران را شروع کرد. شهيد اسماعيلي در پاسخ به نداي امام، لباس رزم بر تن كرد و به جبهههای نور عليه ظلمت شتافت. او مجاهدتهای زیادی در جبهه انجام داد و بارها تا پای جان جنگید و از مملکت و آرمانهایش دفاع کرد تا سرانجام، در سال 1364 در عملیات والفجر 8 که در منطقه شهر بندری فاو انجام گرفت، بر اثر بمباران و انفجار بمبهای شیمیایی، از ناحيه ريه و چشم و پوست و اعصاب مصدوم شیمیایی شد. اسماعیلی از آن تاريخ به بعد به خيل عظيم جانبازان جنگ تحميلي پيوست. او تمام رنج و دردهایي را كه از آثار مخرب و جانفرساي شيميایي در بند بند وجودش جایگزین شده بود، با صبر و شكيبایي بي¬نظيری تحمل می¬كرد و دم نمی¬زد. او راضي به رضا حق بود و تنها تسلي دل مجروحش، عشق به اهل البيت (ع) و خداي لايزال بود؛ حتی برای التیام روحی به زيارت خانه خدا و به ديدار ائمه بقيع و همچنين زيارت بارگاه ملكوتي سرور آزادگان جهان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) هم رفت و شفایش را از آنها طلب کرد.
شهيد اسماعيلي هجده سال با درد و رنج آثار بهجامانده شیمیایی در اندامش دست و پنجه نرم كرد تا اينكه سرانجام در 15/9/82 روح ملكوتي و آسمانياش به كاروان سفركرده شهدای جنگ تحمیلی پیوست.
السلام عليك يا اباالفضل العباس(ع)
عباس، جانباز رشيدي كه با فداكاريهاي خود انقلاب فرهنگي بزرگي ايجاد كرد و باعث شد جانبازي در جامعه ارزش پیدا کند و جانباز، قهرمان به شمار آيد. در جامعه اسلامي روزگار رسول اکرم (ص)، جانباز كسي نبود كه عضوي از اعضاي بدنش را از دست داده باشد؛ بلكه او را كسي ميدانستند كه توانسته بود مدال قهرماني و ايثار و خلوص را از آن خود نمايد. با چنين نگرشي جانباز در نظر مسلمانان كسي نيست كه نيازمند كمك و احسان ديگران باشد تا كسي بخواهد به حالش افسوس بخورد؛ بلكه جانباز انساني است كه قلههاي رفيع عشق و ايثار را فتح كرده و ديگران به خلوص و ايثارش غبطه ميخورند. بر اثر تعاليم اسلام و گفتار و رفتار پيشوايان معصوم درباره جانباز و جانبازي، چنان روحيهاي بر جانبازان روزگار صدر اسلام حاكم گرديده بود كه نه تنها جانبازي را از دستدادن چيزي به حساب نميآوردند، بلكه آن را بهدستآوردن كمال به شمار ميآورند.
اين بنده حقير هم در طي هجده سال جانبازي به لطف خدا به كمال رسيدهام و به آن افتخار ميكنم و اگر خدا بخواهد و فرمان دهد، بيدرنگ فرمان او را لبيك ميگويم و به سعادت ميرسم؛ چراكه شهادت در راه خدا سعادت است.« اَلا بذكرالله تطمئنُّ القلوب». آگاه باشيد كه با ياد خداوند دلها آرام ميگيرد. هيچ وقت از ياد خدا غافل نشويد و در همه حالات خدا را ياد كنيد. تقواي الهي پيشه كنيد كه خداوند آن كس را عزيزتر ميداند كه با تقواتر باشد. من با شناخت كامل و رضايت قلبي پا در اين راه، يعني رسيدن به هدف مقدس اسلام راه پيامبران، راه مبارزه با كافران بعثي، راه نجات مستضعفين جهان از چنگال جنايتكاران نهادم و به فرمان امام امت، اين ياريكننده مكتب سرخ تشيع علوي، به جبهه جنگ حق عليه باطل اعزام شدم تا بلكه بتوانم از امانتي كه از پيامبران به دست ما سپرده شده و از خونهايي همچون خون علي (ع) و خون سرخ حسين(ع) و يارانش و خون شهداي اسلام و انقلاب که نثار آن شده، نگهداري كنم و با قطره قطره خون ناقابلم، از دين مقدس اسلام پاسداري كنم، و فقط و فقط براي رضاي خدا و همواركردن راه خدا براي انسانها و پيروزي اسلام در سراسر دنيا و نبردكردن با كفر جهاني به سركردگي امريكا و اسرائيل و بهثمررساندن جمهوري اسلامي به رهبري امام امت كه همچون جان شيرين و پدري بزرگوار دوستش دارم، و نابودي كامل كفر و پيروزي كامل دين خدا كه همان اسلام است، اين كار خداپسندانه را انجام دادم. كسي ميتواند بعد از مرگم اسم مرا ببرد و يادي از من كند كه فقط و فقط راه خدا را قبول داشته باشد.
رسول خدا(ص) ميفرمايند: «در روز قيامت، چيزي برتر از نيكويي اخلاق در ترازوي عمل انسان نمينهند».
اي امت مسلمان و اي خانوادههاي شهدا! اخلاق نيكو برترين عمل است. هميشه با توكل به خداوند صبر را پيشه خود كنيد و نگذاريد ناملايمات روزگار شما را از پاي درآورد. با حُسن اخلاق، كارها هميشه درست ميشود. پس سعي كنيد پشت و پناه مردم فقير باشيد و بدانيد كه سرانجام يوسف زهرا خواهد آمد و داد شما را از اين كافران خواهد گرفت. ديگر اينكه شما را به خدا قدر رهبر آگاه و اميد مستضعفان جهان را بدانيد و او را تنها نگذاريد و گوش به فرمان او باشيد. از دعا در حق جانبازان غافل نشويد؛ چرا كه اينها يادگاران شهدا هستند.
هميشه پاسدار اسلام و خون شهيدان راه اسلام باشيد و با ايثار و فداكاري و نثار خون خود، اين درخت تنومند اسلام را آبياري كنيد.
پدران و مادران گرامي! فرزندان خود را جهت شركت در مجالس مذهبي و بسيج مستضعفين تشويق نماييد و آنها را به مساجد بفرستيد تا آموزشها و فنون نظامي را بياموزند و براي مقابله با كفر جهاني شرق و غرب تا آزادي قدس عزيز آماده شوند.