فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید علیرضا شفیعی

فرزند خیرالله

تاریخ تولد: 1341 | تاریخ شهادت: 1361/03/07

محل شهادت: جنوب

📖 زندگی‌نامه

خرمشهر نام یکی از شهرهاي ایران است که در جنگ نامش را «خونين‌شهر» گذاشتند؛ شهري كه به‌دست دشمن اسير شد، ولي اين اسارت ديري نپایيد كه به آزادي انجاميد. جوان‌های بی‌شماری با خون پاكشان در راه آزادي خونين‌شهر، خاك گرم جنوب را آبياري كردند. چشمان خرمشهر به راه مانده بود و انتظار مي‌كشيد تا گرد قدم‌های لشکر توحيد را نظاره‌گر شود و صدای طنين الله‌اكبرشان را بشنود که سرانجام به این آرزو رسید و کامیاب شد. رزمندگان از راه رسيدند، ولي ناگهان در آستانه وصال، جواني با صداي الله اكبر به خاك و خون غلطيد و خونين‌شهر گريه كرد.
مي‌گويند شهيد عليرضا شفيعي اولين شهيد فتح خرمشهر بود. او در سال 1341 در حسن‌آباد قلعه بزي يكي از محله‌هاي شهر ديزيچه ديده به جهان گشود و پنجمين فرزند يك خانواده مستضعف بود كه پدرش با تمام كهولت سن، از راه كشاورزي امرار معاش مي‌كرد. شهيد عليرضا شفيعي تنها فرزند پسر این خانواده متدين بود كه در شش سالگي وارد دبستان شد. تأمين مخارج پنج دختر و يك پسر آن هم از راه كشاورزي بسيار سخت بود، ولي پدر با تمام تلاش خود زندگي را آبرومندانه اداره مي‌كرد. شهيد شفيعي ضمن كمك به پدر دوران دبستان را پشت سرگذاشت و با موفقيت در دبيرستان شهيد مطهري شهر ديزيچه تا گرفتن مدرك ديپلم به درس خود ادامه داد. ايمان و تقوا و درستكاري، از نشانه‌هاي بارز او بود و چون تنها فرزند پسر خانواده نيز بود، مورد علاقه وافر والدين و خواهرانش بود. او بسیار متدین بود و به‌خصوص براي عزاداري سرور آزادگان جهان، حضرت اباعبدالله‌الحسين (ع) اهميت خاصي قایل بود و عاشقانه براي سرورش عزاداري مي‌كرد.
شهيد عليرضا شفيعي يكي از اعضاي فعال بسيج شده بود. او از طريق سپاه پاسدارانِ منطقه با تني چند از همرزمان خود به زاهدان عزيمت كرد. اين مأموريت سه ماه طول كشيد و بعد از اين مدت به شهر خود بازگشت، ولي با شروع جنگ تحميلي، قرار در دل نداشت و با آنكه داراي معافيت دایم از خدمت سربازي بود، جبهه را مي‌طلبيد و جبهه او را. او با روحي بي‌قرار و عاشقانه پاي در جبهه نبرد با دشمن گذاشت و براي بازپس‌گيري خرمشهر از پيش‌قراولان حمله شد و اولين شهيدي بود كه در مسير فتح خونين‌شهر با تركش خمپاره به خيل شهدا پيوست.

📝 وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحيم
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل‌عمران:169): (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.
وصيت‌نامه¬ام را اول با درود و سلام به رهبر كبير انقلاب و تمام شهيدان اسلام و مخصوصاً شهيدان انقلاب اسلامي ايران كه با خون خود درخت اسلام را آبياري و نام امام حسين(ع) را زنده كردند، شروع مي‌كنم.
وصيتم به پدر و مادرم اين است كه در شهادتم گريه نكنند؛ چون گريه آنها موجب قوي‌شدن دشمن مي‌شود و توصيه مي‌كنم كه هيچ وقت به برادران نگوييد كه شما فرزندم را به جبهه برديد، بلكه من خودم راه خودم را شناخته و آگاهانه در اين راه قدم برداشتم و مي‌دانم كه اين راه، راه پيامبران و امامان است.
دوم، وصيتم به كليه برادران و خواهران هموطنم اين است كه تا مي‌توانند در نمازهاي جمعه شركت كنند و نماز شب به‌پا دارند و جلسات قرآن و دعاي كميل بر پا دارند و در حين خواندن آن امام را دعا كنند.
از برادران تقاضا دارم كه در بسيج شركت كنند و نگذارند كه امام تنها بماند و در جبهه‌ها شركت كنند.
من از روي هوس نبود كه به جبهه آمدم، بلكه از روي وظيفه شرعي و اسلامي آمدم.
خدايا تو را شكر مي‌كنم كه به من اين توانايي را دادي که در خط مستقيم حركت [کنم] و با افتخار بميرم، و در ضمن برادران بدانند كه وقتي مرگ آمد، حتي در بستر خواب هم به‌سراغ‌شان مي‌آيد