فرزند رضا
تاریخ تولد: 1345 | تاریخ شهادت: 1365/12/04
محل شهادت: جزیره مجنون
فقط دو هفته از عملیات خونین کربلای 4 گذشته بود که حاج حسین خرازی، فرمانده لشکر 14 امام حسین، برای لشکر سخنرانی و آنها را برای عملیات بعدی توجیه میکرد. عزتاله جزء اولین داوطلبان انجام این عملیات شد. بلافاصله نیروها سازماندهی شدند و در عملیاتی که بعدها به کربلای 5 معروف شد، از چند جبهه وارد عمل شدند. اولین تلاقی نیروها در کنار کانال پرورش ماهی در عمق دوازده کیلومتری خاک عراق بود؛ اما دشمن از حمله نیروهای سپاه اسلام آگاه شده بود و بهشدت با آن مقابله میکرد. جبهه خودی با آنکه متحمل تلفات سختی شده بود، به پیشروی خود ادامه داد تا به پنج ضلعی کنار کانال پرورش ماهی رسید. دشمن با استفاده از قایق از طریق دریاچه و کانال شروع به تهاجم نمود که بلافاصله نیروهای خودی با انتقال شماری قایق به کانال ماهی، عملیات دشمن را متوقف کرد و نبرد دو طرف کماکان ادامه داشت.
این عملیات آنقدر خونین و سخت بود که دشمن آن را «حرب عظیم» و نیروهای خودی آن را «انهدام ماشین جنگی عراق» نامیدند. عملیاتی با این اوصاف، تلفات بسیاری نیز برای نیروهای خودی داشت که یکی از این نیروهای باوفای حاج حسین خرازی، عزتاله خاکنگار بود. او با شهادت خود نشان داد نه تنها دراین عالم خاکی یار ودوست حاج حسین خرازی بود، بلکه در آن دنیا نیز در کنار فرمانده شایسته خود قرار دارد.
پیکر پاک این شهید، شبانه و بهسختی به پشت جبهه و از آنجا به زادگاهش منتقل شد و پس از تشییع جنازه باشکوهی، در گلستان شهدای اصفهان در جمع شهدای عملیات کربلای 5 به خاک سپرده شد.
بسم رب الشهداء والصالحين
«الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(توبه:20): آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!
خداوندا شهادت ميدهم بر وحدانيت و شهادت ميدهم كه محمد(ص) رسول و فرستاده تو علي (ع) ولي تو در روي زميناند. خداوندا هرچه هستم از تو هستم و بي تو هيچم. خدايا جز تو در اين دنياي فاني كسي را ندارم. پروردگارا هرگاه بهياد توام و تو را دارم، از همه چيز دنيا بينيازم، و هرگاه از يادت غافل ميشوم، محتاج و فقيرم. الهی تو هستي¬ام بخشيدي. معشوقم تو هستی و معبودم تویی. تنها تو ميتواني از ظلمت نجاتم بخشي.
خدايا در پيشگاه باعظمتات از كثرت گناهان شرمسارم و خجالت ميكشم و تنها بخشندگي توست كه قلبم را از سختي عذاب آخرت آرامش ميدهد. اگر دين تو با كشتهشدنم بر جهان طنينافكن ميشود، اي گلولهها و تانكها و توپها مرا در زير ضربات آتشين خود خرد كنيد؛ زيرا ميخواهم تنها دارایي ماديام را در راه خدا فدا كنم.
يا اباعبدالله از تو خجالت ميكشم. از برادرت عباس خجالت ميكشم. در حضور طفل ششماههات شرمسارم، ولي ای حسين تنها بهخاطر دين جدت محمد (ص) مظلوميت مادرت و حق غصبشده پدرت پا به اين راه گذاشتم. از تو ميخواهم مرا از جمله يارانت بپذيري، و اما اي امت شهيدپرور و قهرمان ايران! از شما تقاضا دارم امام عزيزمان را تنها نگذاريد که نايب برحق امام زمان (عج) است.
همچنين از شما امت قهرمان ميخواهم دعاهاي توسل، كميل، نمازهاي جمعه و جماعت را ترك نكنيد و اينگونه مراسم را هرچه باشكوهتر برگزار كنيد.
و در آخر پدر و مادر عزيزم! الان كه دارم اين وصيت را مينويسم، از دور بر دستان مباركتان بوسه ميزنم. شما براي من رنج و زحمت بسياري كشيديد. پدر و مادر عزيزم! شما بايد افتخار كنيد كه فرزندي تربيت كرديد كه در راه اسلام و دين محمد (ص) به شهادت رسيده است. مادر عزيزم! نگذار در سوگ من دشمنان اسلام و مسلمين شاد شوند. پدر و مادر گراميام اميدوارم كه مرا حلال كنيد.
از برادران و خواهرانم ميخواهم همچون زينب پيام¬آور خون شهدا باشند. اي خواهرانم! حجاب شما كوبندهتر از خون من است. وصيت ميكنم شما را به تقوا و سيره فاطمه زهرا(س).
آن کس که دل وصال او راست در محضر حق مجال او راست
چون عشق زبان گشاید ای دل صد پاسخ بیسؤال او راست
هر کس که مرید عشق گردید ارزندهترین جلال او راست