فرزند اسماعیل
تاریخ تولد: 1338 | تاریخ شهادت: 1361/08/11
محل شهادت: چمهندی
شهيد سيدحبيب¬اله حسيني، در سال 1342 در خانوادهاي مؤمن و متعهد پا به عرصة هستي گذاشت. محل تولد او محلۀ وینیچه از توابع شهر ديزيچه است که تمام خصوصيات يك محلۀ سرسبز و مصفا با مردم خداباور در آن خودنمایی می¬کند. انگار خداوند بيشترين شهدا و مقربين خود را درسال 1342 در اين برهه از زمان آفريده است تا شاهدي در دفاع از دين برحقش باشند.
به عكسي كه از او به يادگار مانده، نگاه ميكنم. مظلوميت در چهرهاش موج ميزند. متأسفانه اطلاعات زيادي به جز متن وصيتنامه او كه از آن يك جهان پند و اندرز می¬شود آموخت، وجود ندارد.
از خصوصيات اخلاقي او دينداري و ایمان به مباني دين اسلام بود. او از نوجواني باتقوا و پرتلاش بود و خود را وقف مسجد و پاسداري از حريم مردم و مسلمانان كرده بود؛ تا جایي كه شبها براي پاسداري از همين ارزشها تا صبح نميخوابيد و به گشت شبانه ميپرداخت. او چندين بار به جبهه رفت تا اينكه در 11/8/61 يعني زماني كه فقط نوزده سال داشت، در محلي بهنام «چم هندي» نداي حق را لبيك گفت و بر اثر اصابت تركش خمپاره دشمن، به ديدار معبودش شتافت. او با اينكه علاقه فراوانی به ادامه تحصيل داشت، درس و مدرسه را رها كرد تا دين خود را به اين مرز و بوم ادا نمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
« وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل عمران: 169): و مپنداريد كساني كه در راه خدا كشته ميشوند، مردهاند؛ بلكه آنان زندهاند و نزد خدا روزي ميخورند.
با سلام و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و ملت شهيدپرور. همه بايد فداي اسلام شويم. اينجانب سيدحبيباله حسيني وصيت ميكنم تا بعد از من لااقل براي بعضي عبرت باشد. درس زندگي را بايد از حسين (ع) آموخت. نمي¬دانيد چقدر خوشحالم اكنون كه دارم اين را مي¬ نويسم. آمادة رفتن به حمله هستيم. ما ميرويم تا امام حسين (ع) و دين او را زنده كنيم. اگر خداوند بر من منت گذاشت و به فيض شهادت رسيدم، اميدوارم مرا مورد عفو و بخشش قرار دهيد. براي من گريه نكنيد. براي حسين (ع) و يارانش براي علياصغر و علياكبر گريه كنيد. با گريهتان دشمنان را شاد نسازيد؛ بلكه بر خود بباليد كه چنين فرزندي را بزرگ نموديد. من به شما پدر و مادر و برادران و خواهر و خويشاوندان توصيه ميكنم صبور باشيد. خدايا تو شاهدي عزيزتر از جانم چيز ديگري ندارم كه فداي اسلام بكنم. خونم را بپذير. اكنون ميرويم تا خونها بدهيم كه بتوانيم حقانيت اسلام را ثابت كنيم. خداوندا تو ميداني كه من بسيار گناه كردم، اما از گناه بيزارم. آن¬گاه كه نافرماني و ناسپاسي تو را انجام دادم، نميخواستم در مقابل قدرت بي¬پايان تو بايستم؛ بلكه براي ضعف نفس و سستي و تنبلي خود عصيان كردم. خداوندا مرا به آتش خشم و غضبت مسوزان. خداوندا من مشتاق ديدار تو هستم، ولي چه كنم كه حجابها مرا پوشانده است و چشم قلب را از من گرفته است. خدايا تمام دوستانم عاشقانه بهسوي تو پركشيدند و من بيثمر ماندهام. خدايا براي خودت جانم را بستان كه احساس ميكنم ديگر براي اسلام در اين دنيا مفيد نيستم. خدايا با دست خالي پيش تو مي¬آیم و از تو طلب بسيار دارم. بر من مسكين ضعيف رحم كن. خداوندا من خجالت ميكشم كه با تو سخن گويم، اما كرامت تو و رحمتت مرا به اينجا كشانيده است كه اين چنين در پيشگاه تو صبورانه تو به من همه چيز داده و من كاري براي تو نكردم. خدايا من نميدانم چگونه از بندگان تو عذرخواهي كنم. آخر آنان گمان ميكردند كه بنده صالح تو هستم و بر همين منوال مرا بسيار شرمنده ساختند. اگر حال باطن مرا بنگرند، چه ميگويند. خدايا باطن مرا اصلاح كن. خداوندا من به بندگان تو چه بگويم كه هر كدامشان كتاب بزرگي هستند از اندرز و پند، و تو اي پدرم بعد از شهادت من وقتي خواستند مرا دفن كنند، خودت با دست خودت مرا در قبر بگذار و در حال دفنكردن دستهايت را به سوي آسمان بلندكن و با صداي بلند بگو خدايا اين قرباني را از من بپذير، همين طور كه حسينبنعلي (ع) در روز عاشورا بر بالين علياكبر آمد و اين ندا را سر داد، و لحظهاي كه مادرم! به ياد من افتادي و يا خواستي بر مزارم بيایي يادي از شهداي كربلاي حسين (ع) كن و با خود فكر كن كه حسينبنعلي (ع) با 72 تن از بهترين عزيزانش چگونه جان خود را دودستي تقديم اسلام كردند.
و شما اي برادران عزيزم! از شما ميخواهم كه ادامهدهندگان راه من باشيد و هيچ از شهيدشدن من ناراحت نباشيد كه اگر شهيد شدم، به آرزوي خود دست يافتهام، و پيام من به ملت بهپاخاسته ايران اين است كه هميشه امام را دعا كنيد و مسجدها را خالي نكنند، و با روحانيون مبارز كه در خط امام هستند، اسلام را حفظ نمايند، و شعار هميشگي يادتان نرود: خدايا خدايا تا انقلاب مهدي، خميني را نگهدار.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
سيد حبيب اله حسينی