فرزند عزیزالله
تاریخ تولد: 1321 | تاریخ شهادت: 1365/10/25
محل شهادت: شلمچه
منطقة شلمچه جایي است كه اكنون زيارتگاه مردم شهيد پرور ايران اسلامي است؛ منطقهاي است كه خاكش بوي شهدا ميدهد و راهيان نور در ایام نوروز از هر كجاي ايران به نيت زيارت شهدا به آن ديار ميروند تا خاطره شهدای هميشه جاوید جنگ را زنده نگه دارند.
عمليات كربلاي 5 يادآور حماسههاي بينظير دليرمردان خطة نور در سال 1365 و یادآور دلاوریهای بسیجی شهيد رجبعلي ابراهيمي است كه پاي در میدان جنگ و حماسه گذاشت تا در دفاع از ارزشهاي انقلاب اسلامي با دشمنان مقابلهاي جانانه کند. و بهراستي مردانه نبرد كرد و در نبردي جانانه آنچنان جنگيد كه جان بر سر پيمان گذاشت. من به عنوان فيلمبردار جنگ، در طول عمليات كربلاي 5 بارها به اين منطقه رفته بودم و از نزديك از بسيجيان دلاور فيلمبرداري كرده بودم. منطقه عمليات بسيار خطرناك بود؛ زيرا ديدبانهاي بعثي از روي برج پتروشيمي عراق همه منطقه را زير نظر داشتند و آتش توپخانه خود را دقيقاً بر روي رزمندگان اسلام و مواضع و خودروهاي آنان هدايت ميكردند. تمام منطقه مملو از آبي بود كه عراق در آن ناحيه رها كرده بود و با موانع و سيمهاي خاردار منطقة صعب¬العبوری ساخته بود. مناطقي هم كه خشك مانده بودند، به شدت زير آتش بودند. نيروهاي پياده بسيجي باید از سهراهي مرگ ميگذشتند تا به شلمچه برسند و دشمن را از پاي درآورند. همان گونه كه بارها شهيد رجبعلي ابراهيمي گفته بود:«من ميبايست دین خودم را به این آب و خاک ادا کنم»، همان کار را هم انجام داد؛ یعنی در منطقهاي اداي دين كرد كه اكنون زيارتگاه مردان و زنان پاك و صاحبدل ديار نور است.
رجبعلي ابراهيمي در سال 1321 در خانوادهاي مؤمن و خداجو در شهر ديزيچه متولد شد. او نتوانست بیشتر از كلاس پنجم ابتدایي ادامه تحصيل دهد و همانند بيشتر نوجوانان اين شهر به كشاورزي روي آورد تا بتواند در تامین معاش خانواده به پدر و مادرش كمك كند. مدتی بعد او توانست با استخدام در کارخانه ذوبآهن اصفهان بیشتر به والدین و خانواده¬اش کمک کند؛ اما شروع جنگ تحمیلی او را نیز همچون بیشتر جوانان شهر دیزیچه به جبهههای حق علیه ظلمت کشاند تا بتواند در کنار آنها از آرمانهای کشورش دفاع کند. او بارها از مسئولان كارخانة ذوبآهن درخواست كرده بود او را به جبهه اعزام كنند؛ اما آنها به خاطر مسئولیت مهم و حساسیت کاری که عهدهدارش بود، با تقاضایش موافقت نمی¬کردند؛ ولی شهید ابراهيمي هم دست بردار نبود و همچنان اصرار می¬کرد، تا سرانجام موفق شد موافقت مسئولان را بگیرد و از طرف بسيج ذوب آهن به جبهه اعزام شد.
اعزام ابراهیمی به جبهه، همزمان با آغاز عمليات كربلاي 5 در منطقة شلمچه بود. او در آن عمليات پابهپاي بقیه رزمندگان تا پاي جان با دشمن جنگيد و از مملکت اسلامیاش دفاع کرد تا آنكه در اثر تركش خمپارهای به درجه رفيع شهادت نایل آمد. تربت پاك اين شهيد در گلستان شهداي شهر ديزيچه در جوار شاهزاده سليمان است. بخشهایی از وصیتنامة این شهید گرانقدر را میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند و با عرض سلام به پيشگاه حضرت ولي عصر(عج). اول از خانواده مهربانم ميخواهم اگر شهادت نصيب من شد، مرا در جمع شهدا به خاك بسپارند. از همسر مهربانم ميخواهم كه صبري زينبگونه داشته باشد و مرا حلال كند. از شما فرزندم انتظار دارم در حفظ حجاب كوشا باشي و همانند زينب(س) به زندگي خود ادامه بدهي. از مادر عزيزم هم ميخواهم كه مرا حلال كند و در غم از دست دادن من صبور باشد. از برادران و اقوام ميخواهم هر بدي كه از من ديدهاند، مرا ببخشند. از مردم محل انتظار دارم كه در حق يكديگر مهربان باشند.
آمين يا رب العالمين