فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید حمید نوری

فرزند میرزاآقا

تاریخ تولد: 1345 | تاریخ شهادت: 1362

محل شهادت: دیوان دره

📖 زندگی‌نامه

حسين فهميده همان نوجوان شهیدی بود که در اوایل جنگ ایران و عراق‌ با نارنجك به تانك دشمن حمله كرد و همزمان با متلاشی‌کردن تانک، خود نیز در زیر شنی‌های تانک به شهادت رسید.
اگر خاطرات و زندگي‌نامه همه شهدا نگاشته شود، آن وقت خواهيم فهميد كه در دوران دفاع مقدس، امثال حسین فهمیده کم نبودند. نوجوان حميد نوري یکی از همان فهمیده‌ها بود که در دوران نوجوانی پا در عرصه نبرد با دشمن گذاشت. هرچند شهيد فهميده به عنوان الگوي نوجوان شهید در جنگ و مبارزه عليه دشمن مطرح شد است، اما حميد نوري نيز با آن سن و سال كم و شجاعتی که از خود در مبارزه با دشمنان این مرز و بوم بروز داد، دست کمی از شهید فهمیده نداشت. او فهميده ديگري از ديار ديزيچه(محله نكوآباد) مي‌باشد كه جان خود را بي محابا نثار دين وملت كرد. اين شهيد عزيزدرسال 1345 درمحله نكوآباد شهر ديزيچه متولد شد. با گذشت دوران کودکی، پا به دبستان گذاشت¬ و ضمن تحصيل، در كشاورزي هم يار و مددكار پدر بود. پس از طي دوران دبستان به مدرسه راهنمایي شهيد رجائي نكوآباد رفت و ادامه تحصيل داد. درست در سال دوم راهنمایي بود كه تحصيل را به‌خاطر دفاع از ميهن اسلامي رها كرد. او چندين بار برای اعزام به جبهه به بسیج مراجعه كرد، ولي به خاطر سن كم، او را نپذيرفتند. او شب¬ها در بسيج براي نگهباني و گشت‌زني و روزها به امر كشاورزي می¬پرداخت و در ادامه به‌سراغ پدر خود رفت تا شايد رضايت او را برای عزيمت به جبهه بگيرد. قبل از او دو برادرش مهدي و مجيد به جبهه رفته بودند و پدر به همان دليل اين مهم را مشروط به موافقت بسيح کرد.
سرانجام تلاش شهيد حميد نوري نتيجه داد و او با اصرار زياد در 15/8/62 موافقت بسيج را براي رفتن به جبهه گرفت. او آنقدر در رفتن شتاب داشت که حتی از عموهایش هم خداحافظی نکرد و بی‌درنگ از طرف بسیج به غرب کشور اعزام شد و براي مقابله با گروهك‌هاي ضد انقلاب به ديوان‌دره، يكي از شهرهاي سنندج اعزام شد. شهيد حميد نوري با تمام نوجواني‌اش مانند چريكي دلير و شجاع در مقابل دشمن جنگيد؛ ولي انگار مقدر اين است كه تمام شهدا از زمان شهادت خود آگاه شوند و شهيد حميد نوري هم به‌يقين نزديك‌شدن زمان شهادت خود را فهميده بود. براي همين در آخرين مأموريتي كه به او محول مي‌کنند.تمام اشيای خود را به‌دوست و همرزمش می بخشد و در مقابل سؤال دوستش به او مي‌‌گويد: اصرار مكن خودت جوابش را خواهي دانست. درآن روز شهيد حميد نوري و همرزمانش با دشمن درگير مي‌شوند در رزمي بي‌امان و مبارزه‌اي طولاني گلوله‌اي به قلب حميد اصابت می‌کند و فهميده‌اي ديگر جان خود را نثار دين و ميهن خویش مي‌كند.

📝 وصیت‌نامه