فرزند جواد
تاریخ تولد: 1345 | تاریخ شهادت: 1365/03/05
محل شهادت: کردستان
ميگويند در صحراي كربلا وقتي قرار شد 72 نفر در مقابل خيل لشکريان يزيدبنمعاويه تا آخرين قطره خون بجنگند و جان خود را فداي مولايشان و تقديم درگاه احديت كنند، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) در شب ميعاد در جمع آنها حاضرشد و از بين دو انگشت مبارك جايگاه هر يك از شهدا را به آنها نشان داد. در روز عاشورا هر يك از شهدا به شوق لقاي دوست ميخواستند از همديگر سبقت بگيرند. حضرت قاسم (ع) با همه نوجوانياش مرگ را در جواب عموي بزرگوارش شيرينتر ازعسل توصيف ميكند. نقل ميكنند وقتي شهيد حسين كريميان به آخرين مرخصي ميآيد تا با خانواده ديداري داشته باشد، حال وهوایي ديگر داشته است؛ بهخصوص پس ازخداحافظي با تمام خویشان و آشنايان، يعني در روز آخر او آن قدر خوشحال بوده كه در پوست خود نميگنجيده است؛ به طوري كه كلاه خود را از سرش برميدارد و پرت ميكند روي درخت و ميگويد: «ديگر كلاه براي من مناسب نيست. اين سر كلاه نميخواهد؛ چون قرار است شهيد بشوم و سرشهيد كلاه نميخواهد».
حسين كريميان در سال 1345 در خانوادهاي مستضعف و متدين در نكوآّباد يكي از محلههاي شهر ديزيچه ديده به جهان ميگشايد. او ابتدا مانند همه كودكان هفت سالگي به مدرسه ميرود تا تحصيلات ابتدایي خود را شروع كند؛ ولي باز هم مانند اكثر افراد اين منطقه كه در آن زمان به علت فقر مالي مجبور به ترك تحصيل ميشدند، او هم ترك تحصيل كرد و در كار كشاورزي يار و مددكار پدرش ميشود. زمانی که به سن و سالي مي¬رسد كه بايد به خدمت سربازي برود، پس از دريافت برگه آماده بهخدمت لباس مقدس سربازي میپوشید و در ارتش جمهوري اسلامي ايران خدمت خود را شروع ميكند و در كردستان در يكي از لشگرهاي زميني ارتش در مقابل متجاوزان بعثي به مبارزه ادامه ميدهد.
شهيد حسين كريميان يكي از پيروان راستين سرور و سالار شهيدان كربلا حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) و بهراستي خادمالحسين بود. او در مراسم عزاداري شهداي كربلا مخلصانه عزاداري ميكرد؛ حتي از زمان كودكي قبل از فرارسيدن ماه محرم به بستن عَلَم عادت داشت و به نشانه فرارسيدن اين ماه، با پارچههاي گوناگون علم ميبست و آن را يا در حياط خانه ميگذاشت و يا بر سر گذر. وقتي شهيد شد، علمي كه با دست خود به پا كرده بود، در صحن خانه ايشان همچنان برافراشته به جا ماند تا نسيمي كه از كربلا ميوزد، علم او را نوازش كند. شهيد حسين كريميان جواني خودساخته و باهوش بود و در شغل بنّایي و حرفه مكانيكي نيز استعداد خوبی داشت. حسين گاهي به مرخصي ميآمد و به جبهه برميگشت. او گويا مانند بسياري از شهدای دفاع مقدس نزديكشدن ايام شهادت خود را ميدانست؛ تا آن جایي كه در آخرين خداحافظي با خانواده، اين موضوع را پيشبيني كرد. سرانجام در 13/2/65 در اثر تركش خمپاره دعوت حق را لبيك میگوید و مرغ جانش به ملكوت اعلا پرواز میکند .
وظيفهشناس باشيد و از وظيفه خود غافل نشويد. در هر كاري به خدا توكل كنيد. از خدمت سربازي دوري نكنيد و سربازي را سرلوحه زندگي قرار دهيد. از راه ولايت فقيه دوري نكنيد و پيرو خط امام و ولايت باشيد تا پيروز شويد.