فرزند کمال
تاریخ تولد: 1342 | تاریخ شهادت: 1363/12/23
محل شهادت: شرق بصره
طلبه شهيد حسين قديري در سال 1342 در روستاي نكوآباد از توابع شهر ديزيچه متولد شد. حسين قديري بعد از اتمام دوران دبيرستان، بنا به خواست و اصرار پدرش برای فراگيري علوم ديني وارد حوزه علميه اصفهان شد و بعد از چندي عازم حوزه علميه شهر قم گشت. شهيد حسين قديري سه بار براي مقابله با تهاجم دشمن بعثي به جبهه حق عليه باطل رفت كه دو مرتبه زخمي و در نوبت سوم شهادت او رقم خورد. اولين بار كه به جبهه عزيمت كرد، مصادف با عمليات رمضان در سال 1361 و آخرين آن در سال 1363 قدم در ميدان نبرد با دشمن گذاشت که به فيض شهادت رسيد. پیکر شهید، ده سال بر خاك صحنه نبرد بود تا اینکه در سال 1373 گروه تجسس آن را پیدا کردند و در گلستان شهداي نكوآباد به خاک سپرده شد.
شهيد حسين قديري مبارزي شجاع و بيباك بود كه در ميدان مبارزه هرگز ترس به دل راه نمی¬داد. عبادت او در دل شبهاي تار هنوز در خاطر دوستانش به عنوان معنويترين لحظات مانده است. او وقتي در محور طلائيه بعد از شكستهشدن خط دشمن و آغاز پيشروي از ناحيه دست مجروح شده بود، همرزمانش به علت جراحات شدیدی که داشت، اصرار ميكردند به عقب برگردد، اما او هرگز حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و تا آخر عمليات پابهپاي همرزمان با دشمن دون جنگيد و هنگامي كه ديگر نتوانست به علت جراحات عميق اسلحه بهدست بگيرد، در واحد تداركات به ياري رزمندگان شتافت. شهيد حسين قديري وقتي يكبار ديگر در سال 1362 مجروح شد، او را به شهر مقدس مشهد انتقال دادند و در بيمارستان امام رضا(ع) بستري كردند. او پس از بهبودي به نزد مادر بازگشت و باز هم براي مراجعه به جبهه، سعي كرد مادرش را راضي نمايد و باز هم برخلاف تمايل مادر به جبهه رفت و اين آخرين سفر او بود كه آسماني شد.
با سلام و درود به پيامبران الهي كه براي نجات بشر از طرف خداوند مبعوث شدند تا انسانها را از بت پرستي و خودپرستي به سوي خداپرستي هدايت كنند. با سلام و درود بر ائمه اطهار (ع) و با سلام و درود برامام خميني روحي فداه و بر تمام شهيدان از صدر اسلام تا انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي. سلام بر خانوادههاي شهدا. اول روی سخنم به طلاب عزيز است؛ چون مردم روي اين قشر حساسيت دارند. شما اي طلاب عزيز كه سرباز آقا امام زمان (عج) هستيد! بايد كاري بكنيد كه بتوانيد اسلام واقعي و اين انقلاب را به مردم بفهمانيد؛چون برنامه اسلام به دست شما ميچرخد. بايد اول خود را تزكيه كنيد تا بتوانيد ديگران را بسازيد. در خواندن درس كوشا باشيد. در عبادت كوشا باشيد و اگر ميخواهيد در درس پيشرفت داشته باشيد، نماز شب را ترك نكنيد و از ائمه اطهار صلوات الله عليهم دست برنداريد. هميشه درسخواندنتان فقط براي رضاي خدا باشد. به فكر اسلام باشيد. اوقات خود را به بحثهاي بيهوده، صرف نكنيد. با تلاش خود كاري كنيد كه منافقين و دشمنان اسلام نتوانند وارد حوزهها شوند و لباس مقدس روحانيت را بپوشند و بر ضد اسلام كار و مردم را بدبين به دين مقدس اسلام كنند. هميشه از سخنان رهبر انقلاب درس
بياموزيد كه فرمود: «اگر يك بازاري كاري بر خلاف اسلام انجام دهد، مردم نميگويند تمام بازاريان اينچنين هستند، ولي اگر يك نفر روحاني كمتر كاري را بكند كه در شأن او نيست، مردم ميگويند تمام روحانيت اين طورهستند». مردم بايد بفهمند كه چرا اين جوانان به جبهه ميروند؟ بايد اين وصيتنامهها را بخوانند و هدف شهيدان را بفهمند به قول امام عزيزمان كه فرمودند: «پنجاه سال عبادت كردهايد، خدا قبول كند؛ اما يك بار هم كه شده اين وصيتنامهها را بخوانيد»، يكبعدي فكر نكنيد. اين راهي است كه بايد طي گردد و سفري است كه بايد به پايان برسد. پس چرا و به كدامين دليل پايانمان مانند علي (ع) و فرزندانش نباشد. شهادت يك انتخاب است نه يك اتفاق. آن مرگ در بستر است كه اتفاق می¬باشد؛ اما شهيد انتخاب ميكند. خداوند به انسان آزادي داده است تا انتخاب كند رضايت الهي یا رضايت شيطان را؛ سعادت يا شقاوت یا شهادت در راه خدا را یا مرگ در بستر را. بدانيد اي مردم و به ديگران هم بگویيد اجباري در كار من نبود؛ بلكه با آگاهي كامل و هدف مشخص پاي در ميدان مينهم. به هرسو نظر می¬كردم راه شيطان را ميديدم به جز يك راه كه آن هم راه حسين(ع) كه در اين زمان فرزند او روحالله آن را پيروي ميكند، و من هم از روحالله پيروي كردم. بايد بگويم كشتهشدن من و امثال من فقط براي دفاع از دين مقدس اسلام و ناموس ميباشد. آن كساني كه در صدد هستند تا با توپها و تانكهايشان اين دين را از بين ببرند، بايد بدانند كه اينها وسيلهاي هستند براي نابودي خودشان. چون پشتيبان اين دين خداست كه فرمود: «مشركين اراده كردهاند اين دين را از بين ببرند؛ ولي خداوند دين خودش را حفظ و آن را تمام ميكند؛ هرچند كه مشركين كراهت داشته باشند. پس اي مردم بدانيد كشتهشدن در راه دين باختني نيست، بلكه يك فوز عظيم است، و بدانيد خداوند كساني را كه اولياي او هستند، شهيد ميكند؛ همان طوري كه حضرت علي (ع) ميفرمايد:«جهاد دري هست از درهاي بهشت كه خداوند باز ميكند براي خاصه اولياء خود». بنابراين معلوم است براي كشتهشدن اينچنيني، هيچ گونه غم و اندوهي روا نيست. پس شما اي زندگان آگاه باشيد كه با قافله مرگ همچنان به مقصد برسيد. اين دنيا در حركت است و شما نيز بزودي به آن ملحق ميشويد. پس بيدار باشيد تا بتوانيد آن طوري كه خداوند دوست دارد بهسوي مرگ رويد؛ قبل از آنكه در چنگال او گرفتار شويد. به سويش برويد همان طوري كه در حديث است:«موتوا قبل ان تموتوا»: بميريد قبل از آنكه شما را بميرانند.
امروز روز امتحان است. امروز نداي «هل من ناصر ينصرني» حسين(ع) از زبان رهبر انقلاب، مظهر تقوا، روحالله- روحي فداه- بهگوش ميرسد. پس او را ياري كنيد كه اسلام را ياري كردهايد.
سخني هم براي خانواده خودم: شما اي مادر عزيز كه با زحمت و رنج مرا تربيت و بزرگ كردهاي! بايد مرا ببخشي اگر نتوانستم حق خودم را به تو ادا كنم. پس اگر شهيد شدم، باعث افتخار تو هستم؛ چون ميتواني روز قيامت شفيع داشته باشي. البته اگر وظيفهات را خوب در اين دنيا انجام بدهي. تو اي همسرعزيزم بايد مرا ببخشي اگر نتوانستم آن طور براي تو شوهر خوبي باشم. شما خانواده نبايد در مرگ من آنطوري شيون كنيد كه دشمن شاد شود. تو بايد فرمانبردار امام باشي. همان طوري كه فرمودند:«همسران شهداء بايد شوهركنند» تو بايد با يك فرد با ايمان پيوند زناشویي ببندي. خواهرانم بايد زينبوار زندگي كنند. به حرفهاي بعضی كه هيچ درك نميكنند و فقط براي دنيا كارميكنند، گوش نكنيد. هميشه به فكر مرگ باشيد. كتابهايم را برادرم استفاده كند. در ضمن روي سنگ قبرم حتماً نام طلبه را ذكر كنيد؛ يعني بنويسيد: «طلبه شهيد حسين قديري».
والسلام
حسين قديري 10/12/63