فرزند موسی
تاریخ تولد: 1349 | تاریخ شهادت: 1368/12/08
محل شهادت: جزیره مجنون
به شناسنامهاش نگاه میکنم تاریخ تولدش 1349 بود و تاریخ شهادتش را از سنگ تربت پاکش میخوانم. تاریخ شهادتش 1364 حک شده است. با سرانگشتانم میشمارم پانزده سال بیشتر نداشته که شهید شده است حسن مرا به یاد شانزده شهید نوجوان این شهر میاندازد.
به راستی شهر دیزیچه آماری استثنایی از شهدای جوان دارد. همانگونه که استقبالکنندگانش در اعزام به جبهههای حق علیه باطل بینظیر بود و همانطور که جانبازان و ایثارگرانش میمانند. همانگونه که ایران اسلامی در زمرة بینظیرترین کشورها در عرصة حماسهآفرینی است و اصفهان نیز با تقدیم 23 هزار شهید، چون خورشیدی در آسمان فداکاری و ایثار میدرخشد و گوی سبقت را از همة استانهای کشورمان ربوده است ، باید اعتراف کرد شهر دیزیچه هم در طول هشت سال دفاع مقدس کاری کرده است کارستان که حسن قاسمی با سن کمش یکی از پیشتازان عرصة ایثار و شهادت است.
حسن قاسمی در سال 1349 در شهر دیزیچه دیده به جهان گشود و در همین شهر به دبستان پای گذاشت. او ده ساله بود که مردم غیور ایران برای سرنگونی رژیم شاهنشاهی به رهبری امام خمینی (ره) قیام کردند و حسن با تمام نوجوانیاش دل در گرو پیروزی انقلاب گذاشته بود و برای پیروزی مردم دعا میکرد. او که به دین مبین اسلام و فرایض آن عشق میورزید و آینة دل جوانیاش از نور ولایت متجلّی شده بود، بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و تشکیل ارگان مقدس بسیج برای حراست و دفاع از میهن اسلامی در برابر توطئههای استکبار جهانی مشتاقانه به این ارگان مقدس پیوست و یکی از جوانترین اعضای بسیج شهر دیزیچه شد.
در سال 1359 استکبار جهانی به قصد سرنگونی انقلاب نوپای ایران و جلوگیری از جهانیشدن آن ناجوانمردترین مزدور خود، صدام حسین را مأمور حمله به مرزهای مقدس ایران کرد و مردم ایران نیز یکپارچه به مقابله با این دشمن خونخوار برخاستند.
حسن با تمام کم سن و سالیاش خطر دشمن را خیلی خوب درک کرد و در سال 1361 یعنی زمانیکه که فقط چهارده سال داشت، پای در عرصة نبرد گذاشت و بیش از یکسال مداوم بدون آنکه به مرخصی بیاید، در جبهه به رزم خود ادامه داد.
شهید حسن قاسمی بارها و بارها ارادت و علاقه خود را به حفظ انقلاب مردم سرافراز مهین اسلامی نشان داد، بهطوریکه در مدت پانزده ماه پس از دیدار کوتاهی که با خانوادهاش داشت، سه بار مشتاقانه به جبهه عزیمت کرد. دستنوشتههای فراوان او حاکی از عشق وافر او به انقلاب و مهین اسلامی است. او که فرزند راستین اسلام بود، تا پای جان ایستاد تا آسیبی به مهین اسلامی نرسد. تا اینکه در آخرین نبردش در جزایر مجنون در تاریخ 8/12/13642 به فیض شهادت نایل گردید. حسن درموقع جان دادن به همسنگرهایش میگوید وقتی شهید شدم، پیامم را به خانوادهام برسانید و بگویید حتی یک لحظه از یاد خدا غافل نشوید و در برابر دشمن با ایمانی محکم ایستادگی کنید و نگذارید خون شهیدان گرانقدرمان به هدر رود.
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود و سلام بر آموزگار قیام و شهادت امام حسین (ع) و درود بر پیر جماران امام خمینی و غنچههای نوشکفته که در راه تداومبخشیدن به انقلاب شکوهمند اسلامی شهید شدند، سخن خود را آغاز میکنم.
امام حسین (ع) فرزند مولای متقیان علی(ع) در چهارم هجری متولد شد و مدت ده سال امامت کرد. امام حسین(ع)مردی خستگیناپذیر بود که جوانمردانه با دشمنان اسلام و قرآن جنگ میکرد. امام حسین (ع) با یاران اندک خود، ولی با ایمان استوار، در برابر دشمن صفآرایی کردند، و آن روز جنگ از بامداد آغاز گشت. او و یارانش شهید شدند، ولی زیر بار ظلم و ستم نرفتند. ما باید از رهبر آزادگان درس فداکاری و شجاعت بیاموزیم.
هماکنون این رزمندگان برای تجدید عهد با امام عزیزشان به ستیز صدامیان کافر رفتند. ما اهل کوفه نیستیم، امام تنها بماند و ای امام عزیز و ای نور چشمان ملت شهیدپرور ایران بدان که تا خون در بدن دارم، از دین خدا دست بر نمیدارم و حتی برای فدا و اهداکردن جان خود و ملحقشدن به یاران صدیق خداوند میشتابم. ای امام عزیز! آمدم تا به عهد و پیمانی که در مساجد و مجالس با شعار کوبندة الله اکبر بستم، ادا [وفا] نمایم. آمدم تا اگر با خونم هم شد، درخت انقلاب اسلامی را آبیاری کنم.
در پایان سلامتی امام عزیزمان و پیروزی رزمندگان دلاورمان را ازخداوند متعال خواستارم.
یا رسول الله دعا کن خیبری دیگر رسید کربلا آماده شو بهرحسین یاور رسید