فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید براتعلی نوری

فرزند عبدالرحمن

تاریخ تولد: 1340 | تاریخ شهادت: 1386/02/01

محل شهادت: جانباز شیمیایی حلبچه

📖 زندگی‌نامه

به محله نكوآباد رفتيم تا شرح حال این شهید جانسوز را از زبان خانواده‌اش بشنویم و به قلم بگیریم. همسر او در حالی که مثل باران اشک می¬ریخت، از درد و رنج او در مدت سال‌های بسیار سخن به زبان آورد که با چه زجر و مشقتی با آثار به‌جامانده شیمیایی در بدنش مبارزه و آنها را تحمل می¬کرد. از او گفت که سرفه‌های جانفرسایش یک لحظه قطع نمی¬شد و در پی هر سرفه آثار درد و رنج نیز بر صورتش هویدا می¬شد. همسر شهیدش حکایت می¬کرد که پاسدار اسلام بود و در جنگ تحمیلی، مأموریت‌های بسیاری را به انجام رساند و در اکثر عملیات‌ها شرکت داشت، و بالاخره از او گفت که چگونه پس از سال‌ها رنج و عذاب به دیدار معبود شتافت.
شهيد جانباز براتعلي نوري در سال 1340 در يكي از محله‌های شهر ديزيچه به نام نكوآباد ديده به جهان گشود. دوران تحصيلات اين شهيد بزرگوار مواجه با انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) بود. او هم همانند دیگر جوانان این مملکت در پیروزی انقلاب سهم بزرگی داشت و با شروع جنگ تحمیلی پا به جبهه جنگ گذاشت.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامی، استكبار جهاني كه از پيروزي ملت ايران سخت برآشفته شده بود، صدام را به جنگ با مردم ايران تشويق و تجهيز كرد. با حمله صدام به مرزهاي كشور عزيزمان، جنگ بين ايران و عراق شروع شد و جوانان غيرتمند ايران گروه گروه از هر شهر و دياري به جبهه رفتند تا داغ تصرف ميهن اسلامیِ‌مان را به دل دشمنان اين مرز وبوم بگذارند. براتعلي نوري كه در اوج جواني بود نيز درس و مدرسه را رها كرد تا به فوج عظيم مدافعان اسلام بپيوندد. او از سال 1359 تا 1361 در لباس مقدس بسيج مدافع راستين و خستگي‌‌ناپذير كشور اسلامي بود و در سال 1361 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران درآمد. از آن به بعد بود كه شهيد نوري در لباس مقدس سپاه پاسداران حضوري دایم در جبهه‌هاي حق عليه باطل داشت. او ابتدا به لشکر نجف اشرف رفت و درآن لشکر با مسئوليت‌هایي كه به عهده گرفته بود، در خط مقدم جبهه به قلب دشمن يورش مي‌برد. شجاعت غيورمردان لشکر نجف اشرف، لرزه بر اندام دشمن می‌انداخت و براتعلي نوري يكي از دليرمردان اين لشکر بود كه در عمليات‌هاي مختلف بارها به قلب دشمن بعثي حمله‌ور شده بود. او از خود رشادت‌هاي بي نظيري بروز داد.
عمليات كربلاي 5 عمليات بزرگي بود كه تحت فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبياء و چهار قرارگاه تحت كنترل آن، يعني قرارگاه قدس، كربلا و نجف اشرف با به‌كارگيري ده لشکر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و پشتيباني نيروي زميني و هوايي و هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي انجام شد. شهيد براتعلي نوري در منطقه شلمچه نيز ازجان‌گذشتگي بسيار از خود نشان داد. دشمن كه در هر عملياتي شكست مي‌خورد، با كمال نامردي و به دور از انسانيت و وحشيانه به شليك بمب‌هاي شيميایي متوسل ‌شد. اين بار نيز تاب شكست سنگين را نیاورد و ناجوانمردانه اين منطقه را با بمب‌هاي شيمایي مورد حمله قرار داد که براتعلی نيز مسموم می‌گردد.
من(نویسنده) بارها مناطق شيميایي را فيلمبرداري كرده‌ بودم كه فجيع‌ترين آنها شهر حلبچه و دهكدة عنب آن بود. آن قدر صحنه‌ها وحشتناك بودند كه فيلم‌هایش را نتوانستند از سيماي جمهوري اسلامي پخش كنند. فقط از روي آنها كپي كشيدند تا در سازمان ملل از ملت مظلوم حلبچه دفاع نمايند.
شهيد براتعلي نوري به‌راستي قهرماني بی‌نظیر بود و تمام تاول‌هاي ريه‌اش را به هيچ گرفت و سرفه‌هاي كشنده نتوانستند او را به این راحتی از پای درآورند. او شجاع‌تر از اين بود كه به اين زودي‌ها تسليم زخم‌هاي درونش شود. هرچند زخم شهادت دوستان همرزمش دل او را چاك كرده بود، اما قدرت ايمان هنوز او را سرپا نگاه داشته بود. او باز هم به جبهه مي‌رفت و به كارش در جبهه ادامه مي‌داد. در سال 1367 جنگ به پايان رسيد و او ده سال با سرفه‌هاي كشنده‌ زندگی کرد و در ادامة خدمت، به پادگان شهید غازی اصفهان رفت و در آن پادگان به خدمت خود ادامه داد. او هر لحظه با درد دست و پنجه نرم مي‌كرد. زخم‌هاي ريه¬اش هر روز عفوني‌تر مي‌شدند. در سال 1372 ديگر نتوانست در محل خدمت خود حاضر شود؛ چون ريه‌اش به‌کلی از كار افتاده بود و از دست پزشكان هم کاری برنمی¬آمد. بارها ريه‌اش را جراحي كردند، ولي زخم‌ها دست‌بردار نبودند تا آنكه ديگر توان مقاومت را از او گرفتند و سرانجام در 1/2/86 در آسماني كه آرزويش را داشت، پرواز کرد.

📝 وصیت‌نامه

پس به نام او كه همه از اویيم و بازگشتمان به سوي اوست؛ اويي كه همه چيز در يَد قدرت اوست؛ اويي كه همه گردش كُرات به اراده اوست. در اين روزها كه اسلام از هر سو مورد هجوم و تجاوز دشمنان قرار گرفته است، وظيفة شرعي همة مسلمانان آزاد انديش است كه براي دفاع از مرزهاي اسلام، خود را مهيّا كنند. آمريكا و همپيمانانش بدانند كه ملت ما يك‌بار آنان را در جنگ با عراق رسوا نمود و به جهان ثابت كرد كه براي دفاع از دين و ميهن لحظه‌اي غفلت نخواهند نمود؛ حتي به قيمت جانشان. زندگي زماني زيباست كه انسان‌ها در راه معبودشان عاشقانه كوله بار سفر بربندند و در راه دفاع، هجرت کنند و به جهاد بپيوندد و در رزمگاه حق و باطل حاضر و ناظر باشند و جان‌ها فدا كنند و شهادت‌ها پذيرند و پيروزي حق را آشكار سازند. عاملي كه جهان را به سوي فساد و تباهي سوق مي‌دهد، اخلاق فاسد شيطاني و هرزه‌گري‌است. چيزي كه روح اسلام را احيا می‌كند و دنيا را سراسر نور و محبت و پاكدامني مي‌كند، اخلاق فاضله انساني و الهي است.
سپاهیان اسلام فريادگران توحيدند و پيكارگران راه خدا. حضور دایمي خود را در صحنه سياست و مبارزه با جهانخواران و مزدورانشان چه در داخل و چه در خارج حفظ نموده و هرگز حتي براي لحظه‌اي دشمنان خدا و محمد (ص) و آل محمد را مهلت و فرصت حيات و زندگي ندهند.
بيا مادر حلالم كن كه عزم ترك جان دارم به ديدار دل‌افروزي عروج آسمان دارم
به گلگشت بهاران لالة خونين اگر ديدي اگر برگ گل ياسي در آن گلزار بویيدي
اگر طفل شهيدي را ز جان دل تو بوسيدي اگر يك دامن لاله ز صحرا و دمن چيدي
مكن شيوَن كه من در راه جانان مي‌سپارم سر همي ترسم نيابم جان مادر، فرصتي ديگر
كنون جان من و ديدار طاقت‌سوز پيغمبر روانم باده مي‌خواهد ز دست ساقي كوثر
حلالم كن كه مقصد بارگاه كبريا باشــد به‌سر عشق شهادت در طريق آشنا باشد