فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید ایرج کریمی

فرزند علیمراد

تاریخ تولد: 1345/10/01 | تاریخ شهادت: 1365/10/10

محل شهادت: شلمچه

📖 زندگی‌نامه

«خوش دارم كه از همه چيز و همه كس ببرم و جز خدا انيس و همراهي نداشته باشم. خوش دارم مرا قرباني كنند و بدن قرباني‌شده‌ام را بسوزانند و خاكستر جسدم را بر باد دهند تا حتي قبري را از اين زمين اشغال نكنم. از خانواده‌ام مي‌خواهم اگر جسمي داشتم در كنار برادرم اسماعيل در گلستان شهدا به خاك بسپارند و اگر جنازه‌اي هم نداشتم كه ديگر حرفي نيست».
اين گوشه‌اي از وصيت‌نامه ايرج كريمي دومين شهيد خانواده كريمي است. ايرج دومين اسماعيل اين خانواده است كه در مناي عشق به قربانگاه رفته است. وقتي وصيت‌نامه اين شهيد را مطالعه كردم، بغضم از همان ابتدا شكسته شد. چندين بار وصيت‌نامه را خواندم و گريستم و با خودم گفتم چه طور مي‌شود كسي در عنفوان جواني به اين درجه از شناخت و ايثار برسد. جا دارد در تفسير اين وصيت‌نامه حتي كتابي نوشته شود كه هرآنچه مي‌بايد گفته شود شهيد ايرج كريمي در اين وصيت‌نامه آورده است.
شهيد ايرج كريمي در تاريخ 1/10/45 در خانواده‌اي مذهبي در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. او ششمين فرزند خانواده و دومين شهيد اين خانواده بود. او نيز مانند برادر شهيدش دروس ابتدایي را در دبستان ركن‌الدين فرا گرفت و تحصيلات دوره راهنمایي را در مدرسه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به پايان رسانيد. با آنكه بيش از هشت سال نداشت كه انقلاب پيروز شد، ولي همراه والدين و برادرش اسماعيل در راهپيمایي‌ها و اجتماعات انقلابي شركت مي‌كرد و از همان نوجواني آموخته بود كه دلسوز مردم محروم باشد. او قلبي رئوف و مهربان داشت و از ياري‌كردن ديگران لذت مي‌برد. چهره خندان او باعث شده بود خواهران و برادرانش به او بسيار علاقه‌مند باشند. او با تمام نوجواني‌اش يار و مددكار پدر بود و در بسيج محل نيز عضوي فعال بود. آنان كه دلي آيينه‌وار و روحي بلند دارند، از همان كودكي و نوجواني مي‌توان در سيما و رفتارشان جوانمردي را مشاهده كرد. ايرج قلبي چون آيينه و روحي به بلنداي آسمان داشت. او از تجمل‌گرایي و اشرافي¬گري بيزار بود و دوست داشت با مردم فقير و تهيدست همدل و همراه باشد.
او با كاري كه در شب عيد انجام داد، نشان داد يك شيعة واقعي است. نقل شده که حضرت امام حسن مجتبي(ع) سه بار تمام دارایي خود را به مستمندان بخشيد و بی‌بی فاطمة زهرا لباس عروسي‌اش را به دختركي فقير داد.
خانوادة ايرج كريمي نقل مي‌كنند: درشب عيد سال 1364 وقتي همه لباس نو به تن كرده بودند و منتظر سال تحويل بودند، ايرج لباس نو نپوشيده بود. به او گفتم: چرا لباست را عوض نكردي؟ او با خنده و شوخي موضوع را عوض كرد و چيزي نگفت. ولي فرداي آن روز معلوم شد لباس‌هايش را به يك فرد مستحق و فقير هديه كرده است. بعد هم در جواب ما كه موضوع را فهميده بوديم، گفت: وقتي اين همه جوان به جبهه مي‌روند و شهيد مي‌شوند، عيد معنایي ندارد.
او راست مي‌گفت. شايد مي‌خواست با نثار جانش سرافرازي و شكوه را به مردم ايران عيدي بدهد. ايرج پس از شهادت برادر بزرگ‌ترش اسماعيل كه در عمليات بيت‌المقدس به درجه رفيع شهادت نایل شده بود، لباس رزم به تن كرد و عازم جبهه شد. او به جبهه جنوب رفت تا در عمليات كربلاي 5 در منطقه شلمچه از خود حماسه¬¬ بيافريند. عمليات ¬كربلاي 5 در سه محور شمالي ، مركزي و جنوبي (شلمچه) انجام گرفت که شهيد ايرج كريمي به محور جنوبي، يعني شلمچه اعزام شد. او پس از رويارویي با دشمن متجاوز و حماسه‌آفريني در اين منطقه خطرناك، به شهادت رسيد. مكاني كه هم اكنون زيارتگاه مردم شهيدپرور ايران شده است و همه‌ساله كاروان‌هاي راهيان نور در ايام نوروز مي‌روند تا زایر شلمچه باشند. پيكر پاك اين شهيد بزرگوار پس از تشييع در گلستان شهداي شهر اصفهان دفن شد.

📝 وصیت‌نامه

و هر آينه می‌آزمایيم شما را به چيزي از ترس و گرسنگي و كاستن از مال‌ها و نفس‌ها و ميوه‌ها. مژده ده شكيبان را كه چون رسيد ايشان را مصيبتي، گويند به‌درستي كه ما از براي خدایيم و به سوي او بازگشت‌كنندگانيم. آن گروه بر ايشان است مغفرت‌ها از پروردگارشان. ايشانند راه‌يافتگان.
اشك سردي بر رخساره زرد و دل شكسته‌اي در ميان برادران به خاك و خون غلطيده از همه قيد و بند اسارت حيات آزاد شدن، ‌بدون بيم عليه ستمگران جنگيدن با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن.
خوش دارم از همه چيز ببرم و جز خدا انيس و همراهي نداشته باشم. خوش دارم كه مرا قرباني كنند و بدن قرباني‌شده‌ام را بسوزانند و خاكستر جسدم را بر باد دهند تا حتي قبري را از اين زمين اشغال نكنم.
خدايا تو آنقدر به من رحمت كرده و آنچنان مرا مورد عفو و عنايت خود قرار داده‌‌اي كه من از خود شرم مي‌كنم كه در مقابلت بايستم. خود را كوچك‌تر از آن مي¬دانم كه در جواب اين همه بزرگواري و پروردگاري، تو را شكر كنم و لذا تشكر را غنيمت مي‌شمارم.
يارب تو را شكر مي‌كنم كه راه شهادت را بر من گشودي و دريچه‌اي پرافتخار از اين دنياي خاكي به‌سوي آسمان‌ها باز كردي و مهم‌ترين اميد جانم را كه همانا شهادت بود، در اختيارم گذاشتي. پروردگارا! ظاهرم را به انجام طاعت خودت نوراني، باطنم را با مجدت و عشق خودت درخشان، قلبم را با شناخت و معرفت خودت منور و روحم را در رسيدن به مرحله كشف و شهود یاری و وجودم را به اتصال خودت نوراني فرما.
به‌نام پرورش‌دهنده و صاحب عالميان و مالك جسم و جانم، در ابتدا شهادت مي‌دهم كه جز او پروردگاري نيست و او يكتایي پاك و منزه است و شهادت مي‌دهم كه محمد (ص) خاتم انبيا و رسول و فرستاده اوست كه دين اسلام را كه كامل‌ترين اديان است، بر ما عرضه داشت و شهادت مي‌دهم كه اميرالمؤمنين علي (ع) ولي و اولين امام و جانشين پيامبر است.
حال كه ما بنده و همه از اویيم و بازگشت‌مان به سوي اوست:«انا لله و انا اليه راجعون»، بنابراين بايد وظيفه خود را در اين دنياي خاكي بشناسيم و بدانيم كه وظيفه ما نسبت به پروردگار چگونه مي‌باشد و اينكه چگونه در اين جهان سير كنيم. هدفمان را مشخص كنيم؛ هدفي كه از ديرباز تا كنون پيامبران و ائمه طاهرين دنبال كرده‌اند، و در نظر داشته باشيم كه هدف بايد انجام وظيفه باشد آن هم در قبال خداوند تا سر حد شهادت.
از شما ملت عزيز مي‌خواهم كه همواره در زندگي سِير الهي را طي كنيد و راه شهدا، انبيا و صالحين را ادامه دهيد و سعي كنيد كه دنيا را محل تلاش و كوشش در راه خدا قرار دهيد و اين را بدانيد كه در سراي موقت و در راه به سوي آخرت هستيد و ناچار دير يا زود مرگ شما را درمي‌يابد. ‌پس بترسيد از اينكه مرگ شما را دريابد و شما را در حال گناه باشيد. هميشه ياور امام و ولايت فقيه باشيد. فرامين امام را كه همانا خط اصيل انبيا و ائمه (ع) است فرا راه زندگي خود قرار دهيد و پشت سر امام و ولايت فقيه حركت كنيد. سعي كنيد شما شيعيان الگو باشيد براي ديگر ملت‌ها؛ همچنان كه از صدر تا كنون بوده‌ايد تا خداي نكرده عزت شما به ذلت مبدل نگردد. به نماز جمعه و جماعات كه روح ارتباط با خداوند است، اهميت فراوان بدهيد و جنگ را فراموش نكنيد.
پيام به دوستانم
سعي كنيد در هر كجا هستيد، نمونه و سمبلي از يك انسان انقلابي و متعهد به اسلام باشيد؛ چون كه عمل شما نشان‌دهندة راه شماست. مجالس دعاهاي توسل و كميل و مراسم شهدا را هرچه باشكوه‌تر انجام دهيد.
پدر و مادر عزيزم! از شما عاجزانه مي‌خواهم كه مرا حلال كنيد و اگر در طول زندگي‌ام از روي ناداني به شما بدي كرده و باعث ناراحتي شما شدم و يا صدايم را بر شما بلند كردم، پوزش مي‌طلبم و دلم مي‌خواهد همان طوري كه در شهادت برادرم اسماعيل صبر و استقامت كرديد، در شهادت من نيز صبور باشيد. پدر و مادر عزيزم اگر مي‌خواهيد در مقام و عزت شما خللي وارد نشود، زبان را به شكايت نگشایيد و آنچه را كه از قدر و منزلت الهي شما مي‌كاهد بر زبان نياوريد. ‌پس افتخار كنيد كه چنين فرزنداني را به اسلام هديه كرديد كه پيش فاطمه زهرا (س) و حسين (ع) و ديگر ائمه روسفيد هستيد.
برادران و خواهران عزيزم، تقوا پیشه کنید و هدف از آمدن‌تان به این دنيا را فراموش نكنيد. دنيا را هدف قرار ندهيد كه اگر دنيا را هدف قرار ندهيد و به آن محبت نورزيد و براي آن ارزش قایل نشوید هيچ‌گاه خدا و ارزشهاي معنوي را فداي آن نخواهيد كرد. نكته‌اي ديگر به خواهرانم: خواهرانم حجاب زينت زن است؛ پس سعي كنيد كه با حجاب خود كوبنده‌تر از خون برادران شهيدتان باشيد.
هدف من از رفتن به جبهه
من شهادت را با آغوش باز و با ديدي وسيع و آگاهانه انتخاب كردم و نمي‌‌خواهم كه كسي بگويد ناكام از دنيا رفت؛ چون اين كلام مرا رنج خواهد داد.
شهادت يك اتفاق نيست؛ يك انتخاب است و اين را هم به تمام ملت بگویيد و برسانيد كه در واقع ناكام كسي است كه در دنيا غرق شود و حُبِّ دنيا او را از آخرت باز دارد و سعادت حقيقي را درك نكند و در آخر اين رهنمود و پيام امام را بايد با خطي زرين بر لوح قلبمان و وجودشان حك كنيم كه مي‌فرمايد: شهادت يك رستگاري است و بدانيد كه اگر شهيد شويد، موفق شده‌ايد. در ضمن از تمام خويشاوندان و دوستان و آشنايان و تمام كساني كه مرا مي‌شناسند، طلب حلاليت مي‌كنم و از خانواده‌ام مي‌خواهم كه اگر جسمي داشتم، دركنار برادرم اسماعيل در گلستان شهدا به خاك بسپاريد و اگرجنازه‌اي هم نداشتم كه ديگر حرفي نيست و باز اگر نشد، در كنار شهداي ديگر‌ محل.
مادر منشين چشم به ره برگذر راه برحلقه اين خانه دگر پنجه نسايم