فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید اصغر عباسی

فرزند حیدرعلی

تاریخ تولد: 1345 | تاریخ شهادت: 1362/12/17

محل شهادت: جزیره مجنون

📖 زندگی‌نامه

مادر شهيد اصغر عباسي مي‌گويد: « پسرم قبل از شهادت يك پيراهن و يك روسري مشكي خريداري كرده بود. آنها را به خانه آورد و به من داد وگفت:
- مي‌خواهم بعد از شهادت من اين پيراهن را بپوشي و در شهادت من زينب‌گونه رفتار كني».
اين رفتار شهيد از آن حكايت دارد كه او شهادت خود را مي‌دانسته است.
شهيد اصغر عباسي در سال 1345 در شهر ديزيچه به دنيا آمد. شرایط درآمدی خانواده به شکلی بود که او تا كلاس چهارم ابتدایي بيشتر نتوانست ادامه تحصيل دهد و مجبور شد براي تأمين معاش به كشاورزي بپردازد. شهيد اصغر عباسي با پيروزي انقلاب به نيروهاي بسيج مردمي پيوست و يكي از اعضاي فعال آن شد. البته ايشان در به ثمر نشستن نهال انقلاب نيز حضوري مردمي و همه جانبه داشت. آنگاه كه مساجد به عنوان سنگر اصلي هر منطقه كانون فعاليت نيروهاي مخلص و بسيجي شد، او نيز در مسجد محل حضوري فعال و چشمگير داشت.
با شروع جنگ تحميلي، او به فراگيري فنون امدادگري پرداخت. وی در بيمارستان شهيد صدوقي اصفهان اين دوره فشرده را به مدت دو ماه گذراند تا بتواند به مصدومان جنگ در جبهه كمك كند؛ ولي پدرش به علت آنكه سن پسرش كم بود، با رفتن او به جبهه مخالفت می¬کرد.¬
در سال 1362 به عنوان امدادگر، همچنين تك‌تيرانداز از طرف سپاه پاسداران به جزيرة مجنون اعزام شد. قبل از اعزام، مادرش براي ملاقات او به در پايگاه مي‌رود و موقعي كه شهيد عباسي به ديدن مادر مي‌آيد، مادر او را خشنود و سرحال مي‌بيند. شهيد علت خشنودي خود را مأموريت به جبهه عنوان مي‌كند و از مادر باز هم می‌خواهد چنانچه به فيض شهادت نایل شد، برايش زينب‌وار رفتار كند.
او به اهواز اعزام و سپس به جزیرة مجنون مي‌رود تا هم به عنوان رزمنده بسيجي و هم امدادگر در خط مقدم جبهه به قلب دشمن بعثي يورش ببرد که پس از رزمي بي‌امان در تاريخ 17/12/62 در اثر اصابت تركش به ناحيه سر، روحش به آسمان بي‌كران پرمي‌كشد و پیکر پاك و مطهرش در كنار مرقد شاهزاده سليمان(ع) شهر ديزيچه در گلزار شهدا به خاك سپرده مي‌شود.
مادر شهيد مي‌گويد: « پسرم که به جبهه رفت، بعد از بیست روز زنگ زد و گفت وصيت‌نامه‌اي نوشته‌ام و در ميان صفحات قرآن گذاشته‌ام. ما وصيت‌نامة او را همان طور كه گفته بود، پيدا كرديم».

📝 وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام به خدمت امام زمان(عج) و نايب برحقش امام خميني(ره) و با سلام بر شهيدان راه حق و درود به رزمندگان كفرستيز حق عليه باطل. اين جانب اصغر عباسي سخنم را با نام الله شروع مي‌كنم.
خدمت پدر و مادرم سلام عرض مي‌كنم و اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلالم كنيد. چند كلمه‌اي با شما پدر و مادرم حرف دارم. اگر من شهيد شدم كه مي‌دانم لياقت آن را ندارم، براي من گريه و زاري نكنيد؛ چون كه من راهم را شناخته بودم. اگر شهيد شدم به دوستان من مبادا چيزي بگویيد و به آنها نق بزنيد، وشما اي خويشانم! مرا ببخشيد كه نيامدم از شما خداحافظي كنم؛ چون مي‌دانستم سد راهم مي‌شويد و از رفتنم به جبهه جلوگيري مي‌كنيد. از شما مي‌خواهم كه هر بدي از من ديديد، به بزرگي خود ببخشيد. شما اي برادرانم و خواهرانم هميشه كاري انجام دهيد كه موجب رضاي خداوند متعال باشد. شما اي دوستانم هدف و راه مرا تا جایي كه مي‌توانيد ادامه دهيد و به خانه ما برويد و پدر و مادرم را دلداري بدهيد. ديگر عرضي ندارم.
7/12/62 ‌