فهرست شهدا فهرست شهدا
🌟 گزارش‌های ویژه
🛡️ بانک رزمندگان
نمایش شهید

گزارش ها

تصویر شهید

شهید یدالله کریمیان

فرزند فتح الله

تاریخ تولد: 1332 | تاریخ شهادت: 1365/10/25

محل شهادت: شلمچه

📖 زندگی‌نامه

گاهی بند‌های تعلق اراده، انسان را در رسیدن به هدف متزلزل می‌کند و باعث می‌شود انسان در تصمیم‌گیری محتاط بشود و آنچه را که مصلحت دنیاست، بر هر چیز دیگر ترجیح دهد.
یدالله حالا دارای چهار فرزند است‌: دو پسر و دو دختر که باید سر و سامان بگیرند؛ ولی او بندهای تعلق را می‌گسلد تا به دریا جاری شود و به قول خواجة شیراز، هم را غلام همت خود کند.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود از آنچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
آری یدالله کریمیان در سال 1332 در یکی از محله‌های شهر دیزیچه به‌نام نکوآباد دیده به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در محل تولدش به پایان رساند و دوران تحصیل دبیرستان را نیز در دیزیچه گذراند و در سال 1352 به خدمت سربازی اعزام گشت. یدالله پس از دریافت کارت پایان خدمت به استخدام شرکت ملی ذوب آهن درآمد.
او که از کودکی دلش در گرو دین مبین اسلام بود، در سال 1357 به دریای خروشان انقلاب پیوست و تا سرنگونی رژیم شاهنشاهی همدل و همراه مردم، با مشت‌های گره‌کرده و صدای رسای الله اکبر پیروزی انقلاب را فریاد زد.
حالا انقلاب پیروز شده بود و یدالله که مرید و شیفتة امام امت بود، بیش از پیش احساس مسئولیت می‌کرد؛ لذا برای تحکیم پایه‌های انقلاب و ادامة راهی که شروع کرده بود، وارد انجمن اسلامی کارخانة ذوب آهن شد تا ضمن انجام وظیفة فنی‌ای که بر عهده‌اش بود، مروجی صدیق برای ارزش‌های انقلاب باشد.
استکبار جهانی که از انقلاب نوپای ایران به وحشت افتاده بود، جنگ را مؤثر‌ترین گزینه برای مهار آن تشخیص داد و هر‌چه در توان داشت، به صدام داد تا جای ژاندارم منطقه، یعنی شاه را بگیرد.
در این عرصه جوانان، چون سیل خروشان لباس رزم بر تن و سلاح در دست، به جبهه‌های حق علیه باطل روانه شدند و شهید کریمیان با آنکه دارای چهار فرزند بود، همپای جوانان دیگر، پا در میدان نبرد گذاشت و همان‌گونه که در دوران انقلاب فریادش در کوچه‌های محل طنین‌انداز بود و مردم را به راهپیمایی‌های عظیم در اصفهان دعوت می‌کرد، حالا نیز صدایش بانگ رسایی شده بود برای دعوت جوانان به جبهه.
شهید کریمیان در جبهه‌های مردمی و انسان‌دوستی نیز فعال بود و دوست داشت برای رفاه مردم هر کاری که از دستش بر می‌آید، انجام دهد که در این زندگی‌نامه به نمونه ای از اقدامات خیر‌خواهانه و عام‌المنفعة او اشاره‌ای مختصر خواهیم کرد.
وقتی که محلة نکوآباد از داشتن مخابرات و تلفن محروم بود و عدم ارتباط برای مردم محدودیت ایجاد کرده بود، یدالله پیش‌قدم شد تا این مشکل را از پیش پای مردم بردارد؛ بنابراین با پیگیری‌های مستمر از مسئولان درخواست کرد مرکزی برای مخابرات این محل تأسیس گردد و آنقدر جدی بود که چندین بار در همین راستا به تهران سفر کرد.
بعضی از افراد از بینش خاصی برخوردارند. انگار زندگی را برای یک‌بار هم که شده تجربه کرده‌اند و مثل اینکه تاریخ را بارها مرور کرده‌اند و مانند اینکه آنچه را مردم در آینه می‌بینند، آنها در خشت خام می‌بینند. آنها می‌دانند که اگر دشمن بر ملتی مسلط شد، چه فجایعی در انتظار آنهاست.
یدالله از آن مردانی بود که آینده را می‌دید و می‌خواست با نثار جانش جلوی تسلط دشمن را بگیرد. اصولاً پیروزی ما در جنگ مدیون چنین بینشی است.
حالا یدالله باعث شده بود جوانان به گرد او جمع شوند و او با آموزش‌های نظامی آنها را آماده دفاع از میهن اسلامی می‌کرد. به‌راستی همسران معظم شهدا چقدر ایثارگرند‌؛ چرا‌که از‌خود‌گذشتگی آنها در غیاب شوهر و مسئولیت تربیت فرزندان کاری‌است کارستان که شاید از جهاد در راه خدا نیز ثوابش بیشتر باشد.
شهید کریمیان چهار فرزند را به همسرش سپرد تا خود به جبهه برود و همسر مردانه در این راه ایثار کرد. سرپرستی دو پسر و دو دختر کار آسانی نبود؛ ولی همسر او قبول کرد و چه خوب از عهده این مهم بر‌آمد.
شهید کریمیان برای آخرین بار به جبهه عزیمت کرد و این بار پای در منطقة شلمچه گذاشت. او که فرماندة گروهان بود، در عملیات کربلای 5 در مقابل دشمن دون تا پای جان به رزم خود ادامه داد؛ ولی تقدیر آن بود که خون او و همرزمان شهیدش خاک شلمچه را لاله‌گون کند.
این فرماندة دلیر در اسفند 1365 ندای حق را لبیک گفت و به شهادت رسید. پیکر پاک او پس از انتقال به زادگاهش و پس از مشایعت پر‌شور مردم، در گلزار شهدای نکوآباد به خاک سپرده شد. روحش شاد باد.

📝 وصیت‌نامه