فرزند غلامحسین
تاریخ تولد: 1343 | تاریخ شهادت: 1360/12/10
محل شهادت: عین خوش
نان خشک چه مزۀ خارقالعادهای داشت؛ آن هم پشت خاکریزها. بعد از تلاش بیوقفه نه تنها نان خشک مزه خاص خود را داشت که هر بستۀ اهدایی که از طرف مردم مهربان مهین اسلامی بهدست رزمندگان میرسید، حال و هوای خودش را داشت. بستههای که معمولاً از آجیل یا شیرینی پر شده بود.
بعضی از بستهها در دل خود نامهای داشت که از طرف اهداکننده نوشته شده بود. گاهی بستهبندی از طرف دانشآموزی بود که تمام پول توجیبیاش را خرج آن بسته کرده بود و گاهی حاصل بافتنی مادری رنجکشیده. دنیای جبهه دنیای عجیبی بود. گاهی مردم آموزگار بودند، گاهی رزمندگان، و یدالله هم مرد جبهه بود و هم پشت جبهه. یدالله در پشت جبهه در کنار برادرش حاج مختار که در شهر دیزیچه مغازه نانوایی داشت برای رزمندگان نان خشک میپخت.
شهید یدالله شریعتی در سال 1343 در شهر دیزیچه متولد شد و تا پایان دورة متوسطه ادامه تحصیل داد و بعد از آن یاور و مددکار پدر در امور کشاورزی شد. او علاوه بر کشاورزی، نقاشی ماشین را بهعنوان حرفه اصلی برگزید.
او مانند اکثر جوانان این مرز و بوم در کنار سیل خروشان مردم بهپاخاسته برای پیروزی انقلاب تا پای جان ایستادگی کرد.
پدر یدالله 25 سال قبل دار فانی را وداع گفته بود و مادرش هفت سالی میشد که به رحمت خدا رفته بود؛ بنابراین برای نوشتن زندگینامهاش رفتم خدمت برادر این شهید والامقام. بله حاج بختیار مردی زحمتکش و اهل تلاش و کار بود. او آنچه از شهید میدانست، برایم تعریف کرد.
یدالله بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند مردم بهپاخاستة ایران باز هم از پای ننشست و بهعنوان یک بسیجی در مسجد محل ثبت نام کرد، او در سال 1360 به منطقه کردستان اعزام شد و در آن منطقه با تمام توان از ارزشهای انقلاب دفاع کرد و بارها گفته بود که من این بدن ناقابل خود را وقف انقلاب کردهام. یدالله در سال 1361 قبل از سال تحویل عرصه جبهه را به سفر عید ترجیح داد و باز هم عازم جبهه شد. عملیات فتحالمبین آغاز میشد و یدالله رزمندهای از دیار دیزیچه بود که شجاعانه به قلب دشمن یورش میبرد، و «عینخوش» دشت وسیعی که شاهد دلیرمردی او بود. گلولههای دشمن عرصه وسیع نبرد را زیر آتش خود گرفته بود و یدالله همچنان به پیش میرفت که ناگهان اصابت ترکش یکی از گلولهها او را به شهادت رساند و پیکر پاکش در زیر خاکهای عینخوش از دیدهها پنهان شد.
بله او در دومین روز فروردین سال 1361 خون پاکش در جان لالههای صحرا جاری شد تا شریک آزادسازی 2200 کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی و به اسارت گرفتن شانزده هزار نظامی متجاوز باشد.
آری یدالله شریک همه پیروزیهای عملیات فتحالمبین بود.
برادرِ یدالله که برای یافتن پیکر او به جبهه میرود، به کمک یکی از همرزمان شهید، آقای درویشی در زیر تلی از خاک پیکر پاک یدالله و شهید دیگری را پیدا میکنند و پیکر پاک او بعد از سه روز در شهر دیزیچه، بعد از تشییع باشکوهی از طرف مردم در گلزار شهدای این شهر بهخاک سپرده میشود.