فرزند
تاریخ تولد: 1343 | تاریخ شهادت: 1365/11/17
محل شهادت: گچساران
وقتی سوم راهنمایی را تمام کرد، گفت می¬خواهد به استخدام ارتش درآید و به جبهه برود. پدرش فردی زحمتکش بود. با هر خون دلی بود، او و سایر فرزندانش را در راه تحصیل کمک می¬کرد. به او گفت: برو درست را ادامه بده!
اما نبی¬اله جواب می¬دهد: اکنون مملکت نیاز به جوانانی دارد که از آب و خاک و دین و میهن دفاع کنند.
در نهایت رضایت خانواده را جلب میکند و به استخدام ارتش جمهوری اسلامی درمی¬آید. استخدام او که در سال 1360 بود، نشان عشق و علاقه او به پاسداری از حریم و دین و میهن بود. در آن ایام کشور ایران به شدت درگیر جنگ با عراق بود و هر کس برای استخدام وارد عمل می¬شد، به طور حتم به مناطق جنگی اعزام میشد؛ چون اکثر یگانهای ارتش در جبهههای جنگ بودند.
نبی¬اله پس از گذراندن دوره آموزشی، به رسته توپخانه که مورد علاقه¬اش بود، رفت و دوره پدافند را هم طی کرد و به حراست از مرزهای هوایی کشور پرداخت.
تخصص پدافند به گونه¬ای است که هر کس صاحب این تخصص باشد، می¬تواند در جایجای ایران به دفاع از آسمان میهن بپردازد. یک متخصص پدافند گاهی در خط اول میدان نبرد و گاهی در پالایشگاهها و یا سایر تأسیسات حیاتی گمارده می¬شود و باید در مقابل تهاجم هوایی دشمن به دفاع بپردازد.
نبیاله هر از چندگاهی به نقطه¬ای مأمور می¬شد و به حراست از حریم هوایی کشور می¬پرداخت. آخرین مأموریت او اعزام به گچساران بود که از تأسیسات نفتی بیبی حکیمه دفاع کند. او در این مدت که بیش از پنج سال سابقه و تجربه برایش به همراه داشت، کلیه مأموریتهای محوله را با موفقیت انجام داد. صبح روز 17/11/65 که دشمن تمام تلاش خود را برای از کار انداختن تأسیسات نفتی و اقتصادی ایران به کار گرفته بود و می¬خواست افکار عمومی را از جبهههای نبرد خصوصاً منطقه عملیاتی شلمچه و کربلای4 به سایر نقاط معطوف کند، با آنکه روز استراحت او بود، به محل استقرار توپهای ضد هوایی رفت و هرچند دوستانش به او گفتند امروز استراحت داری، اما او با اصرار روی توپ مستقر شد. ساعتی بعد آژیر وضعیت قرمز فضای منطقه را پوشاند و بلافاصله نبیاله و شش نفر از نیروهای تحت امرش با آمادگی کامل در انتظار هواپیماهای دشمن ماندند. ناگهان دو فروند هواپیمای دشمن در آسمان منطقه ظاهر شد و نبی¬اله توانست با مهارت کافی یکی از آنها را ساقط و حکم قهرمانی خود را امضا کند. در این حال خشابهای او خالی میشود و دوستانش با سرعت در حال خشابگذاری بودند که هواپیمای دوم با راکت کروز خود، او و دوستانش را مورد هدف قرار میدهد. از جمع هفت نفری تیم پدافند نبیاله محمدی، فقط یک نفر زنده می¬ماند که او هم بهشدت مجروح می¬شود.
این جوان ارزشمند و یارانش با آنکه به شهادت رسیدند، ولی در کارنامه آنها امنیتآفرینی برای ملت و تأسیسات نفتی و اقتصادی و نظامی کشور رقم خورده است که هرگز از یاد ملت نخواهد رفت. پیکر پاک او به زادگاهش منتقل و در گلزار شهدای محله بداغآباد به خاک سپرده میشود.